يا عليّ ! ثلاث من لقى اللّه عزّ و جلّ بهنّ فهو أفضل النّاس : من أوفى اللّه بما افترض عليه فهو من أعبد النّاس ، و من ورع عن محارم اللّه فهو من أورع النّاس و من قنع بما رزقه اللّه فهو من أغنى النّاس .
يا عليّ ! ثلاث لا يطيقها أحد من هذه الامّة : المواساة للأخ بماله و إنصاف النّاس من نفسه و ذكر اللّهعلى كلّ حال ، و ليس هو سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر ، و لكن إذا ورد على ما يحرم عليه خاف اللّه عزّ و جلّ عنده و تركه .
يا عليّ ! ثلاثة إن أنصفتهم ظلموك : السّفلة و أهلك و خادمك ، و ثلاثة لا ينتصفون من ثلاثة : حرّ من عبد و عالم من جاهل و قوىّ من ضعيف .
هامش
( 1 ) يا على ! سه خصلت است كه هر كس با داشتن آنها خداوند با عزت و جلال را ملاقات كند ( از دنيا برود ) پس او برترين مردم است : كسى كه تمامى اعمالى را كه خداوند واجب فرموده كاملا بجاى آورد پس او از عابدترين مردم است ، و كسى كه از حرامهاى خدا اجتناب كند پس او از پارساترين و پرهيزكارترين مردم است ، و كسى كه قناعت نمايد به آنچه كه خداوند روزى او قرار داده پس او از بىنيازترين مردم باشد ( داراى غناى طبع است و نظر بمال ديگران ندارد ) .
( 2 ) يا على ! سه عمل و كار است كه از اين امت هيچ كس طاقت آنها را ندارد : شريك قرار دادن برادر مؤمن خود را در مال خويش و با مردم بعدل و انصاف رفتار نمودن ( در امورى كه بين او و مردم است حق و واقع را خودش اظهار نمايد ) و در هر حال به ياد خدا بودن ، و مراد از اين ذكر لفظ
( سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر )
نيست بلكه مقصود آنست كه هر گاه بر حرامى وارد شود از خداوند با عزت و جلال بترسد و آن را ترك كند .
( 3 ) يا على ! سه طايفهاند كه اگر چه بعدل و انصاف با ايشان رفتار نمائى به تو ستم خواهند نمود : مردمان دون و پست ، و خاندانت و خدمتگزارت ، و سه طايفهاند كه بحقوقى كه بر سه گروه ديگر دارند نرسند : شخص آزاد از مملوك و بنده ، و عالم و دانشمند از جاهل و نادان ، و قوى و نيرومند از ضعيف و ناتوان ( يعنى ضعيف از جهت ضعف و ناتوانى نميتواند حق قوى را اداء نمايد ) .