تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
يا عليّ ! خلق اللّه الجنّة من لبنتين : لبنة من ذهب و لبنة من فضة ، و جعل حيطانها الياقوت و سقفها الزبرجد ، و حصاؤها اللّؤلؤ ، و ترابها الزعفران و المسك الأذفر ، ثمّ قال لها تكلّمي فقالت : لا إله إلّا اللّه الحيّ القيّوم ، قد سعد من يدخلني ، فقال اللّه جلّ جلاله : و عزّتي و جلالي و لا يدخلها مدمن خمر و لا نمّام و لا ديّوث و لا شرطي و لا مخنّث و لا نبّاش و لا عشّار و لا قاطع رحم و لا قدرىّ . يا عليّ ! كفر باللّه العظيم من هذه الامّة عشرة : القتّال و الساحر و الدّيوث و ناكح المرأة حراما في دبرها و ناكح البهيمة و من نكح ذات محرم و الساعي في الفتنة و بائع السلاح من أهل الحرب و مانع الزكاة و من وجد سعة فمات و لم يحجّ .
هامش
( 1 ) يا على ! خداوند ( قصرهاى ) بهشت را از دو ( قسم ) خشت آفريد ، يك خشت از طلا و يك خشت از نقره ، و ديوارهاى آن را ياقوت و سقف آن را زبر جد و ريگهاى آن را مرواريد و خاك آن را زعفران و مشك پر بوى قرار داد ، سپس خداوند ببهشت فرمود : سخن بگو پس گفت : لا آله الا اللَّه الحى القيوم ( نيست خدائى جز خداى زندهء نگهدارنده ) البته كسى كه داخل من شود سعادتمند و نيك بخت گرديده ، پس خداوند با جلالت فرمود : بعزت و جلال خودم سوگند ، در بهشت وارد نشود كسى كه هميشه شراب مىخورد و نه سخن چين و نه بىغيرت سازش دهندهء بين دو نفر را به جهت جماع حرام و نه كمك و يار ظالم و نه كسى كه لواط ميدهد و نه كسى كه نبش قبر مىكند و نه ده‌يك‌گيرنده ( گمرك‌چى ) و نه كسى كه قطع رحم كند ( بخويشاوندانش رسيدگى و محبت ننمايد ) و نه كسى كه عقيده‌مند باشد كه خداوند همهء اعمال و افعال بندگانش را بخودشان واگذار فرموده و كارهاى آنها هيچ گونه ربطى به خداوند ندارد . ( 2 ) يا على ! ده طايفه از اين امت به خداوند با عظمت كفر آورده‌اند ( ايمان خود را ببدى اعمال و گناهانشان پوشانده‌اند و اگر موفق بتوبه نشوند در شدت و سختى عذاب مانند كفار باشند ) كسى كه قتل نفس نمايد و ساحر « 1 » و آنكه با محرم خود ( با زنى كه نسبت به او محرم است و نميشود بنكاح خويش در آورد مانند مادر و خواهر زنا و ) جماع كند و كسى كه در فتنه‌انگيزى كوشا باشد و فروشندهء اسلحهء جنگى بكافر حربى ( در موقع جنگ كفار با مسلمين ) و كسى كه از دادن زكات مال خويش خوددارى كند و كسى كه داراى ثروت و مال و استطاعت باشد پس بميرد در حالى كه حج نكرده باشد . ( 1 ) و سازش دهندهء بين دو نفر به حرام و كسى كه با زن اجنبى از عقب نزديكى كند و كسى كه با حيوانات نزديكى كند .
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 193 | ميرزا أحمد الآشتياني