تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
قال : الزاهد يحبّ من يحبّ خالقه و يبغض من يبغض خالقه ، و يتحرّج من حلال الدنيا و لا يلتفت إلى حرامها فإنّ حلالها حساب و حرامها عقاب ، و يرحم جميع المسلمين كما يرحم نفسه ، و يتحرّج من الكلام كما يتحرّج من الميتة الّتي قد اشتدّ نتنها ، و يتحرّج عن حطام الدنيا و زينتها كما يتجنّب النار أن تغشاه ، و أن يقصر أمله و كان بين عينيه أجله ، قلت يا جبرئيل فما تفسير الإخلاص ؟ قال : المخلص الّذي لا يسأل الناس شيئا حتّى يجدوا إذا وجد رضى ، و إذا بقى عنده شيء أعطاه في اللّه ، فانّ من لم يسأل المخلوق فقد أقرّ للّه عزّ و جلّ بالعبوديّة ، و إذا وجد فرضي فهو عن اللّه راض و اللّه تبارك و تعالى عنه راض ، و إذا أعطى للّه عزّ و جلّ فهو على حدّ الثقة بربّه عزّ و جلّ ، قلت فما تفسير اليقين ؟ قال : الموقن يعمل للّه كأنّه يراه فإن لم يكن يرى اللّه فانّ اللّه يراه و أن يعلم
هامش
راضى و خوشنود نميشود ، گفتم اى جبرئيل تفسير زهد چيست ؟ گفت زاهد كسى است كه دوست ميدارد هر كسى را كه آفريننده‌اش را دوست بدارد و دشمن ميدارد كسى را كه آفريننده‌اش را دشمن بدارد ، و از ( مال و منال و آلايش زندگى ) حلال دنيا دورى مىكند و به حرام آن توجهى نمىنمايد ، زيرا در حلال دنيا حساب و در حرام آن شكنجه و عقابست و بر تمام مسلمانان ترحم مينمايد همانطور كه بر خود ترحم مىكند ، و دورى مىكند از سخن گفتن ( بىفائده ) همانطور كه از مردار بسيار متعفن و بدبو دورى مىكند ، و دورى مىنمايد از مال و متاع دنيا و زينت آن همانطور كه از آتش فرار مىكند كه مبادا ( شعله‌اش ) او را فراگيرد ، و آرزوى خود را كوتاه ميگرداند و اجل ( و مرگ ) خود را پيش چشمان خويش مىبيند ، گفتم اى جبرئيل تفسير اخلاص چيست ؟ گفت اخلاص دارنده كسى است كه از مردم چيزى نخواهد تا آن را بيابد و هر گاه بيابد ( هر چند اندك باشد ) راضى و خوشنود گردد ، و چون چيزى ( از مال دنيا ) نزد او باقى بماند در راه خدا عطا نمايد ، پس همانا كسى كه از مخلوق چيزى نخواهد بعبوديت و بندگى خود نسبت بذات مقدس خداى با عزت و جلال اقرار نموده ( زيرا آنچه را كه خداوند براى او نخواسته او نيز نميخواهد و از مخلوق مسألت نميكند ) و چون ( چيزى از نعم دنيا ) بيابد و به آن راضى و خشنود گردد پس او از خداوند ( در آنچه تقدير فرموده ) راضى و خوشنود است و خداوند تبارك و تعالى ( نيز ) از او خوشنود است ، و هر گاه براى ( رضايت ) خداى با عزت و جلال چيزى عطا نمايد پس او برحسب اعتقاد و وثوق و اطمينان بپروردگار با عزت و جلال خود بوده ( بعوض و اجر و پاداش انفاق كه وعده فرموده عقيده‌مند است ) گفتم تفسير و معنى يعنى چيست ؟ گفت كسى كه داراى يقين است ( از جهت مراقبت در عمل ) وظائف عبوديت و بندگى را نسبت بذات مقدس خداوند چنان انجام ميدهد كه گويا خدا را