تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

[ الحديث 1058 شدّة إبتلاء المؤمن ]

و فيه أيضا : باب « شدّة إبتلاء المؤمن » عن محمّد بن مسلم قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول : المؤمن لا يمضى عليه أربعون ليلة إلّا عرض له أمر يحزنه يذكّر به .

[ الحديث 1059 معنى التوكّل على اللّه عزّ و جلّ و الصبر و القناعة ]

في معاني الأخبار : باب « معنى التوكّل على اللّه عزّ و جلّ و الصبر و القناعة » عن أحمد بن أبي عبد اللّه ، عن أبيه في حديث مرفوع إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله قال : جاء جبرئيل عليه السّلام إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله فقال : يا رسول اللّه ! إنّ اللّه تبارك و تعالى أرسلني إليك بهديّة لم يعطها أحدا قبلك ، قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قلت و ما هي ؟ قال : الصبر و أحسن منه ، قلت و ما هو ؟ قال : الرضاء و أحسن منه ، قلت و ما هو ؟ قال : الزّهد و أحسن منه ، قلت و ما هو ؟ قال : الإخلاص و أحسن منه ، قلت و ما هو ؟ قال : اليقين و أحسن منه ، قلت و ما هو ؟ يا جبرئيل ؟ قال : انّ مدرجة ذلك التوكّل على اللّه عزّ
هامش
بر تمامى اشياء است و بر ايجاد و افناء همهء موجودات تواناست البته از خداوند ميترسد و از دنيا اعراض مىكند ، و مراد از دنيا در اينجا ورود در امورى است كه مورد رضاى خداوند نيست . ( 1 ) 1058 - و نيز در همان كتاب : باب « شدت ابتلاء مؤمن » از محمد بن مسلم روايت شده كه گفت از حضرت صادق ( ع ) شنيدم ميفرمود : بر مؤمن چهل شب نميگذرد مگر آنكه براى او حادثه و امرى پيش آيد كه موجب حزن و اندوه او گردد و ويرا متنبه و بيدار نمايد ( تا بيشتر متوجه بامور آخرت شود ) . ( 2 ) 1059 - در معانى الاخبار : باب « معنى توكل بر خداى با عزت و جلال و صبر و قناعت » از احمد بن ابى عبد اللَّه از پدرش در حديث مرفوعى منسوب به پيغمبر اكرم ( ص ) روايت شده كه فرمود : جبرئيل ( ع ) حضور پيغمبر ( ص ) آمد و عرض كرد اى رسول خدا همانا خداوند تبارك و تعالى مرا با هديه‌اى بسوى تو فرستاد كه چنين هديه‌اى را به هيچ كس پيش از تو عطا نكرده است ، رسول خدا ( ص ) فرمود گفتم آن هديه چيست ؟ گفت صبر و شكيبائى است و نيكوتر از صبر ، گفتم نيكوتر از صبر چيست ؟ گفت رضا ( و خوشنودى از خداوند در مقدرات ) و بهتر از آنست ، گفتم و آن چه باشد ؟ گفت زهد و نيكوتر از آنست ، گفتم و آن چه باشد ؟ گفت اخلاص و چيزى كه بهتر از آن است ، گفتم و آن چه باشد ؟ گفت يقين است و نيكوتر از آن ، گفتم اى جبرئيل آن چيست ؟ گفت همانا طريق و راه وصول بمقام يقين ، توكل
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 126 | ميرزا أحمد الآشتياني