تبشّرني من حين خرجت من قبري و آنستني في طريقي و خبّرتني عن ربّي ؟ قال :
فيقول : أنا السّرور الّذي كنت تدخله على إخوانك في الدّنيا خلقت منه لابشّرك و اونس وحشتك .
[ الحديث 734 المعانقة ]
و فيه أيضا : باب « المعانقة » عن عبد اللّه بن محمّد الجعفي ، عن أبي جعفر و أبي عبد اللّه عليهما السّلام ، قالا : أيّما مؤمن خرج إلى أخيه يزوره عارفا بحقّه كتب اللّه له بكلّ خطوة حسنة و محيت عنه سيّئة و رفعت له درجة ، و إذا طرق الباب فتحت له أبواب السماء ، فإذا التقيا و تصافحا و تعانقا أقبل اللّه عليهما بوجهه ثمّ باهى بهما الملائكة فيقول : انظروا إلى عبديّ تزاورا و تحابّا فيّ ، حقّ عليّ أن لا اعذّبهما بالنّار بعد هذا الموقف ، فإذا انصرف شيّعه الملائكة عدد نفسه و
هامش
كه از وقت بيرون آمدن از قبر به من دادى و در اين راه با من انس ( و الفت ) داشتى و از خداى من مرا خبر ميدادى ؟ ( حضرت ) فرمود : پس ( آن مثال ) ميگويد : من سرورى هستم كه در دل برادران ( مؤمن ) خود در دنيا وارد ساختى ، من از آن سرور خلق شدهام تا ترا ( بر اين نعمتها كه بپاداش اين صفت نيك به تو عنايت گرديده ) بشارت دهم و بيم ترا بر طرف سازم .
( 1 ) 734 - و نيز در همان كتاب : باب « معانقه » از عبد اللَّه بن محمد جعفى از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السّلام روايت شده كه فرمودند : هر مؤمنى كه ( از خانه ) براى زيارت برادر ( مؤمن ) خود بيرون رود در حالى كه شناساى حق او باشد ، خداوند براى هر گامى كه برميدارد يك حسنه ثبت فرمايد و يك گناه از او محو كرده شود ( البته مراد از سيئات ، يا گناهان صغيره است يا ارتكاب امورى كه از مرتكب سزاوار نبود و اگر چه گناهى نبوده بلكه ترك اولى بوده كه حسنات الابرار سيئات المقربين ) و يك درجه بر ( درجات ) او افزوده شود ، و زمانى كه بدر خانه رسيد و درب را كوبيد درهاى آسمان بر او گشوده شود ، و هنگامى كه برادر مؤمن خود را ملاقات كرد و مصافحه و معانقه نمودند خداوند توجه ( خاص ) خود را بسوى ايشان كند و بايشان بر فرشتگان مباهات نموده ميفرمايد : نظر كنيد به دو بندهء من كه يك ديگر را زيارت نموده و دوستى ورزيدهاند براى خاطر من ، و سزاوار است بر من از جهت لطف كه عذاب و شكنجه نفرمايم ايشان را پس از اين زمان ، پس هنگامى كه بر ميگردد ، فرشتگان او را بدرقه كنند بعدد نفسها