تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦

[ الحديث 738 المختار من حكم أمير المؤمنين عليه السّلام ]

في نهج البلاغة : « باب « المختار من حكم أمير المؤمنين عليه السّلام » و قال عليه السّلام : إعجبوا لهذا الإنسان ، ينظر بشحم و يتكلّم بلحم و يسمع بعظم و يتنفّس في خرم .

[ الحديث 739 الخطب ]

و فيه أيضا : باب « الخطب » قال عليه السّلام : رحم اللّه عبدا سمع حكما فوعى ، و دعى إلى رشاد فدنى ، و أخذ بحجزة هاد فنحى ، و راقب ربّه و خاف ذنبه ، قدّم خالصا و عمل صالحا ، اكتسب مذخورا و اجتنب محظورا ، رمى غرضا و أحرز عوضا ،
هامش
اين گله زان نعمتى كن كو برد * از در ما دور و مطرودت كند در حقيقت هر عدو داروى تست * كيمياى نافع و دلجوى تست كه از او اندر گريزى در دعا * استعانت جوئى از فضل خدا در حقيقت دوستانت دشمنند * كه ز حضرت دور و مشغولت كنند( 1 ) 738 - در نهج البلاغه : باب « مختار از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام » است كه آن حضرت فرمود : بعجب آئيد از اين انسان كه نظر مىكند به پيه ( چون چشم در پيه قرار داده شده است ) و سخن ميگويد بپارهء گوشتى ( كه مقصود زبانست ) و مىشنود به استخوان ( چنانچه اهل تشريح گفته‌اند در مقابل پردهء صماخ سه استخوان قرار گرفته است يكى به شكل ركاب ، ديگرى به شكل سندان و سومى به شكل چكش كه آن را مطرقى گويند كه چون هوا بصماع برسد و او را متزلزل كند استخوان چكشى بسندانى مىخورد و در برابر اين استخوانها جسمى است كه آن را حلزون الاذن گويند و به شكل كرمهائى است كه پوست سفيد رنگى دارند و در برخى از درختها ديده مىشود و در آخر آن حلزون رگى است كه بالنتيجه بدماغ يعنى مغز سر متصل مىشود و به اين وسيله صدا منتقل بدماغ شده و انسان ادراك مىكند ) و بوسيلهء راه بينى تنفس مينمايد . ( 2 ) 739 - و نيز در همان كتاب : باب « خطبه‌ها و سخنرانيهاى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام » است كه آن حضرت فرمود : خداوند رحمت كند بنده‌اى را كه بشنود پند و اندرز را و نگاهدارد آن را ، و برشد و صلاح خوانده شود پس نزديك ( به آن ) شود ، و كمربند راهنما را بگيرد تا نجات پيدا كند ( مقصود اينست كه متوسل بايشان شود ) و مراقب احكام الهيه و وظائف دينيهء خود باشد و از گناه خود بترسد ، عمل صالح خالصى پيش فرستد و كار نيكو و شايسته‌اى بجاى آرد ، ذخيره‌اى براى خود تهيه كند و از محرمات اجتناب ورزد ، نشانه و هدفى در نظر داشته باشد ( يعنى در اعمال خود مقصودش خدا باشد ) و طرائف الحكم - 26 -
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 416 | ميرزا أحمد الآشتياني