و إذا في ثمارها الدّود ، فشكوا إليه ما بهم فقال : دواء هذا معكم و ليس تعلمون ، أنتم قوم إذا غرستم الأشجار صببتم التراب ثمّ صببتم الماء و ليس هكذا يجب ، بل ينبغي أن تصبّوا الماء في اصول الشجر ثمّ تصبّوا التراب لكيلا يقع فيه الدود ، فاستأنفوا كما وصف فذهب ذلك عنهم .
[ الحديث 690 الذنوب و آثارها ]
في المجلّد الخامس عشر من البحار : ( كتاب الايمان و الكفر ) باب « الذنوب و آثارها » ( أمالي الشيخ الطوسي ) عن مفضّل بن عمر ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : إنّ اللّه تعالى لم يجعل للمؤمن أجلا في الموت ، يبقيه ما أحبّ البقاء ، فإذا علم منه أنّه سيأتي ما فيه بوار دينه قبضه إليه مكرما
.
[ الحديث 691 الذنوب و آثارها ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( أمالي الشيخ الطوسي ) عن محمّد بن القاسم ابن الفضيل بن يسار ، عن أبيه ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام أنّه قال عليه السّلام : من يموت
هامش
برادرم عيسى عليه السّلام بشهرى عبور كرد ناگاه ديد كه در ميوههاى آن شهر كرم است ( يعنى آفت كرم خوردگى است ) پس اهل آن شهر شكايت نمودند به آن حضرت آنچه را كه مبتلا بودند ، پس عيسى عليه السّلام فرمود : علاج و دواى اين نزد خودتان است و شما نميدانيد و آگاه نيستيد ، شما مردمانى هستيد هنگامى كه درختها را مينشانيد ( اول بر ريشهء آنها ) خاك ميريزيد و پس از آن آب ميدهيد و اين نيكو و شايسته نيست ، بلكه سزاوار آنست كه ( نخستين ) آب دهيد ريشههاى درخت را بعد خاك بريزيد تا آنكه كرم در ميوهء آن نيفتد ، پس درختهاى تازه مطابق دستور آن حضرت نشاندند و آفت كرم خوردگى ميوهها از ايشان بر طرف شد .
( 1 ) 690 - در جلد پانزدهم بحار : ( كتاب ايمان و كفر ) در باب « گناهان و اثرهاى آنها » ( از كتاب امالى شيخ طوسى ) از مفضل بن عمر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : خداى تعالى براى مؤمن اجل و وقت معينى در مرگ او قرار نداده است ، باقى ميدارد او را ( در دنيا ) تا وقتى كه او دوست دارد ماندن را ، پس هنگامى كه خداوند بداند كه بندهء مؤمن در آتيهء نزديك كارى را بجا مىآورد كه موجب تباه شدن دين و ايمان او مىشود ، روح او را قبض ميفرمايد و او را بسوى خود مىبرد در حالى كه احترام و گرامى داشته شده است بقرب و جوار رحمت خدا .
( 2 ) 691 - و نيز در همان كتاب و باب : ( از امالى شيخ طوسى ) از محمد بن قاسم بن فضيل بن يسار از پدرش از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرموده : كسانى كه