نقيّا من الدّنس .
[ الحديث 697 في الإخلاص ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن بعض أصحابنا ، عن أبيجعفر عليه السّلام قال : ما بين الحقّ و الباطل إلّا قلّة العقل ، قيل : و كيف ذلك يابن رسول اللّه ؟ قال عليه السّلام :
إنّ العبد يعمل العمل الّذي هو للّه رضا فيريد به غير اللّه ، فلو أنّه أخلص للّه لجاءه الّذي يريد في أسرع من ذلك .
[ الحديث 698 وجوب الصبر على طاعة اللّه ]
و فيه أيضا : ( كتاب الجهاد ) باب « وجوب الصبر على طاعة اللّه » محمّد
هامش
( كه وعده داده است ) تا آنكه حضرت فرمود : و هر عمل و كارى را كه براى خدا و تقرب به او بجا مىآورى پس بايد از چرك و كثافات ( يعنى از ريا و عجب و خودبينى و اخلاق ناپسند ) پاكيزه باشد .
( 1 ) 697 - و نيز در همان كتاب و باب : از بعض اصحاب ما ( يعنى راويان شيعه ) از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : نيست بين حق و باطل جز نقصان عقل و كمى خرد ، گفته شد ( يعنى كسى پرسش نمود ) چگونه است اين مطلب اى فرزند رسول خدا ؟ حضرت فرمود : همانا بنده ( يعنى شخصى ) طاعت و كارى را كه مورد رضايت و خوشنودى خداوند است بجا مىآورد و به آن غير خدا را ( از مقاصد دنيوى ) اراده مىكند ، پس اگر آن بنده عبادت را خالصانه براى خدا انجام ميداد ( و بجز خدا منظورى نداشت ) همانا آنچه مقصود او بود و در نظر داشت زودتر براى او حاصل و ميسر ميگشت ( در كافى حديثى قريب به همين مضمون است ، و در آن فرموده :
« ليس بين الايمان و الكفر إلا قلة العقل »
و ظاهرا مقصود در هر دو حديث آنست كه بين حق و باطل و همچنين بين ايمان و كفر امر سوم و واسطهاى جز ضعف عقل و كمى خرد نيست ، و همان كمى خرد باعث مىشود كه شخص عمل عبادى را به جهت مقاصد دنيوى بجا آورد و آن را باطل و بيهوده نمايد ) .چند بت بشكست احمد در جهان * تا كه يا رب گوى گشتند امتان
گر نبودى كوشش احمد توهم * مىپرستيدى چو اجدادت صنم
اين سرت وارست از سجده صنم * تا بدانى حق او را بر امم
گر بگوئى شكر اين رستن بگو * كز بت باطن همت برهاند او
مر سرت را چون رهانيد از بتان * هم بدان قوت ، تو دل را وارهان
سر ز شكر دين از آن برتافتى * كز پدر ميراث مفتش يافتى
مرد ميراثى چه داند قدر مال * رستمى جان كند و مجان يافت زال( 2 ) 698 - و نيز در همان كتاب : ( كتاب جهاد ) باب « وجوب صبر بر طاعت خدا »