قد ضمن لك فإنّه ليس بفائتك ما قد قسّم لك و لست بلا حق ما قد زوي عنك ، فلا تك جاهدا فيما أصبح نافدا ، واسع لملك لا زوال له في منزل لا انتقال عنه .
[ الحديث 623 إنّه ما سكن حبّ الدنيا قلب عبد إلّا التاط فيها بثلاث ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( اعلام الدين للديلمي ) عن ابن عبّاس ، قال : سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم يقول : إنّه ما سكن حبّ الدنيا قلب عبد إلّا التاط فيها بثلاث : شغل لا ينفد عناؤه و فقر لا يدرك غناه ، و أمل لا ينال منتهاه ، ألا إنّ الدّنيا و الآخرة طالبتان و مطلوبتان ، فطالب الآخرة تطلبه الدّنيا حتّى يستكمل رزقه ، و طالب الدّنيا تطلبه الآخرة حتّى يأخذه الموت بغتة ، ألا و إنّ السّعيد من اختار باقية يدوم نعيمها على فانية لا ينفد عذابها ، و قدّم لما تقدّم عليه ممّا هو في يديه قبل أن يخلفه لمن يسعد بانفاقه و قد شقى هو بجمعه .
هامش
شده قانع باش تا حساب بر تو آسان شود ، و مشغول مشو و گرفتار مكن خود را از اداى تكاليف الهيه بطلب آنچه كه بهر تو ( از روزى ) ضمانت شده و مقدر گرديده است ، زيرا آنچه قسمت تو بوده از تو فوت نشود ( و به تو خواهد رسيد ) و آنچه سهم تو نيست به آن نخواهى رسيد .دنيا طلبيديم و به مقصد نرسيديم * تا چون شود آن آخرت ناطلبيدهو كوشش روزانهء تو براى چيزى كه فنا خواهد شد ( يعنى آنچه مربوط به دنيا است ) نباشد و سعى كن براى دارا شدن نعمتهائى كه زوال و فنائى براى آنها نيست ( يعنى نعمتهاى بهشت ) در منزلى كه انتقالى از آن نميباشد ( يعنى مانند خانهء دنيا انتقال از جايى بجاى ديگر در آن نيست ) .
( 1 ) 623 - و نيز در همان كتاب و باب : ( از كتاب اعلام الدين ديلمى ) از ابن عباس روايت شده كه گفت شنيدم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمود : دوستى دنيا در دل بندهاى جاى نگيرد مگر آنكه بسه چيز پيوسته و مبتلا شود ( اول ) اشتغال و گرفتاريهائى كه زحمت او تمامى ندارد ( دوم ) نيازى كه به بىنيازى مبدل نگردد ( سوم ) آرزوئى كه بنهايت و آخر آن نتوان رسيد ، آگاه باش همانا دنيا و آخرت ( از جهتى ) طلبكننده و ( از جهت ديگر ) طلب كرده شدهاند ، پس طلبكنندهء آخرت را دنيا طلب كند تا بهر چه روزى وى گرديده برسد ، و طلبكنندهء دنيا را آخرت طلب كند تا مرگ او را ناگهان دريابد ، آگاه باش همانا نيكبخت كسى است كه ( نعمت دائم و ) باقى را برگزيند .
بر نعمت دنيا كه فنا پذير است ، و از آنچه در دست دارد براى آيندهء خود بفرستد پيش از آنكه ذخيره كند براى كسى كه بسبب انفاق آن سعادت يابد در حالى كه او بسبب