تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
إن أصابه بلاء عاد مضطرّا ، و إن ناله رخاء أعرض مغترّا ، تغلبه نفسه على ما يظنّ و لا يغلبها على ما يستيقن ، إن استغنى بطر ، و إن افتقر قنط ، يقدم المعصية و يسوّف بالتّوبة ، يصف العبر و لا يعتبر ، و يبالغ في الموعظة و لا يتّعظ ، فهو من القول مكثر و من العمل مقلّ ، يناقش فيما يفنى و يسامح فيما يبقي ، يري الغنم مغرما و المغرم مغنما ، يخشي الموت و لا يبادر الفوت ، يستعظم من معاصي غيره ما يستقلّه من معاصي نفسه ، و يستكثر من طاعته ما يحتقره من طاعة غيره ، فهو على النّاس طاعن و لنفسه مداهن ، اللّغو مع الأغنياء أحبّ إليه من الذّكر مع الفقرآء ، يرشد غيره و يغوى
هامش
حالى كه خود يكى از گناهكارانست ، از جهت زيادى گناهان از مرگ كراهت دارد و ( با اين حال ) بر جهت كراهت خود از مرگ مىافزايد ( يعنى بيشتر مرتكب گناهان مىشود ) و وقتى سلامت است به خود مىبالد و هنگامى كه گرفتارى برايش پيش آيد يأس ( و نوميدى ) بر او چيره مىشود ، اگر بلائى بوى رسد بيچاره و پريشان گردد ، و اگر در خوشى افتد مغرور گرديده ( و از خدا ) روى گرداند ، عيوب يقينى خود را نمىبيند و عيوبى كه در بارهء ديگران مظنون وى است ترتيب اثر ميدهد ، اگر بىنياز باشد سركشى مىكند و اگر نيازمند شود نااميد ميگردد ، بر معصيت و گناه اقدام مينمايد و توبهء خود را عقب مىاندازد ( يعنى در توبهء از آن گناه مسامحه مىنمايد ) آنچه موجب پند و عبرت است ( براى مردم ) ميگويد ولى خود او پند نميگيرد ، و در اندرز ( بمردم ) مبالغه ( و پافشارى ) مينمايد در حالى كه خود او از اندرز بهره نمىبرد ، پس او كسى است كه پر گفتار و كم كردار است ، در امورى كه فناپذير است ( يعنى امر دنيا ) دقت مىكند ولى در آنچه باقى و دائم است ( يعنى نعيم آخرت ) مسامحه مينمايد ، غنيمت را زيان و ضرر ، و زيان و ضرر را غنيمت مىبيند ( يعنى آنچه مربوط بآخرتست كه موجب سود و بهرهء اوست زيان مىپندارد ، و آنچه مربوط به دنيا و زخارف اين جهان است كه موجب زيان اوست بهره و نفع مىانگارد ) از مرگ ميترسد ، و پيشى نمىجويد به آنچه ( از اعمال نيك ) از او فوت مىشود ( و در آخرت نافع به اوست ) بزرگ ميشمارد از گناهان غير خويش آنچه را كه از گناهان خود قليل و اندك ميشمارد ، و بسيار ميشمارد از فرمانبرى خود آنچه را كه از طاعت غير خود اندك ميشمارد ، پس او مردم را ( بر عيوبشان ) طعن مىزند ( و ملامت مىكند ) در حالى كه ( عيوب ) خود را مىپوشاند ، كارهاى لغو و بيهوده با ثروتمندان نزد او بهتر است از ذكر ( خدا ) با فقرا و نيازمندان ، غير خود را ( به راه حق ) ارشاد و راهنمائى مىكند در