ذلك الدعاء و التّضرع و العمل ، و كيف يفتح باب به غير مفتاح ؟ .
[ الحديث 588 ذم الطمع ]
في الكافي : ( كتاب الايمان و الكفر ) باب « الطمع » عن أبيجعفر عليه السّلام قال عليه السّلام : بئس العبد عبد له طمع يقوده ، و بئس العبد له رغبة تذلّه .
[ الحديث 589 حبّ الدنيا و الحرص عليها ]
و فيه أيضا : باب « حبّ الدنيا و الحرص عليها » عن هشام بن سالم ، عن أبيعبد اللّه عليه السّلام قال : ما فتح اللّه على عبد بابا من أمر الدّنيا إلّا فتح اللّه عليه من الحرص مثله
.
[ الحديث 590 من جوامع كلم أمير المؤمنين عليه السّلام ]
في المجلّد السّابع عشر من البحار : باب « ما جمع من جوامع كلم أمير المؤمنين عليه السّلام » ( تحف العقول ) و قال عليه السّلام : ليس من أخلاق المؤمن الملق
هامش
حكمت ( يعنى چنانچه اثر و زندگى بدن منوط بسر است حكمت هم سر آن تقوى و پرهيزكارى است و بدون تقوى موجب ضلالت و فساد است ) و حق ، درب هر خير و خوبى است ( يعنى عمل بر طبق حق و واقع درب و رهبر بتمامى خوبيها و موجب سعادت دنيا و آخرت است ) و رحمت خداوند درب هر حق مىباشد ( يعنى تا رحمت خداوند شامل حال شخص نشود راهيابى به حق و حقيقت محال است ) و كليدهاى آن ( يعنى رحمت خدا ) دعا و زارى و تضرع ( بدرگاه خداوند ) و رفتار و عمل نمودن بدستورات او مىباشد ، و چگونه درى بدون كليد باز ميگردد ؟ .
( 1 ) 588 - در كافى : ( كتاب ايمان و كفر ) باب « طمع » از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده كه آن حضرت فرمود : بد بندهايست بندهاى كه داراى طمعى باشد كه ( بر او مسلط باشد و ) بكشاند او را ، و بد بندهايست بندهاى كه براى او ميل و رغبتى باشد كه او را خوار و ذليل گرداند ( زيرا هنگامى كه طمع بر آدمى حكم فرما شود او را بمعاصى و گناهان و سزاى آنها ميكشاند و ميل و رغبت به دنيا نيز باعث ارتكاب معاصى و هلاكت است ) .
( 2 ) 589 - و نيز در همان كتاب : باب « دوستى دنيا و حرص بر آن » از هشام بن سالم از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه آن حضرت فرمود : نگشود خداوند بر بندهاى درى از امر دنيا را جز آنكه باز فرمود بر وى او ( درى ) مانند آن را از حرص ( يعنى ثروت و مقام و ساير امور دنيوى را به كسى لطف نفرمود مگر آنكه او حريصتر گرديد ) .كاسهء چشم حريصان پر نشد * تا صدف قانع نشد پر در نشد( 3 ) 590 - در جلد هفدهم بحار : باب « آنچه جمع آورى شده از جوامع سخنان امير المؤمنين عليه السّلام » ( از كتاب تحف العقول ) روايت شده كه آن حضرت فرمود : چاپلوسى و حسدورزيدن از اخلاق و خوى شخص با ايمان نيست مگر در راه طلب علم و دانش ( تملق