تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
و كذلك من لا يخرج من قلبه حبّ الدنيا يغمره حتّى لا يجد لحبّ الآخرة طعما . ويلكم يا عبيد الدّنيا اتّخذوا مساجد ربّكم سجونا لأجسادكم ، و اجعلوا قلوبكم بيوتا للتقوى و لا تجعلوا قلوبكم مأوى للشّهوات . به حق أقول لكم : إنّ موسى عليه السّلام كان يأمركم أن لا تحلفوا باللّه كاذبين ، و أنا أقول : لا تحلفوا باللّه صادقين و لا كاذبين و لكن قولوا : لا و نعم ، يا بني إسرائيل ! عليكم بالبقل البرّي و خبز الشعير ، و إيّاكم و خبز البرّ فإنّي أخاف عليكم أن لا تقوموا بشكره . به حق أقول لكم : إنّ كلّ كلمة سيّئة تقولون بها تعطون جوابها يوم القيامة . به حق أقول لكم : إنّ الّذي يخوض النّهر لا بدّ أن يصيب ثوبه الماء و إن جهد
هامش
و محبت دنيا را از قلب خود بيرون و خارج نگرداند ، دوستى دنيا فرا ميگيرد او را تا آنكه نمييابد طعم و مزه‌اى براى دوستى آخرت ( يعنى حلاوت عبادت را نيابد ) . واى بر شما اى بندگان دنيا ، قرار دهيد مسجدهاى پروردگار خود را ( مانند ) زندان‌ها براى بدنهاى خويش ( يعنى غالب اوقات عمر خود را در مسجدها بسر بريد ) و قلبهاى خودتان را خانه ( و جايگاه ) هاى تقوى و پرهيزكارى قرار دهيد ، و قلبهاى خودتان را منزل و مكان براى شهوتها و خواسته‌هاى نفس اماره قرار ندهيد . براستى ميگويم براى شما : همانا موسى عليه السّلام شما را امر مينمود باينكه قسم ياد نكنيد به خدا در حالى كه دروغ‌گو هستيد ( و در مطالب دروغ و خلاف واقع به خدا قسم نخوريد ) و من ميگويم كه قسم به خدا نخوريد چه راستگو و چه دروغ‌گو باشيد و ليكن ( در مورد تكلم نمودن ) نه و آرى بگوئيد ( و قسم در كلامتان ذكر ننمائيد و قسم نخوريد ) اى بنى اسرائيل بر شماست كه سبزى صحرائى و نان جو بخوريد و بپرهيزيد از نان گندم پس همانا من ميترسم بر شما از اينكه از عهدهء سپاسگزارى خدا در مقابل نان گندم بر نيائيد . براستى ميگويم براى شما : همانا هر سخن زشت و بدى كه به كسى ميگوئيد جواب آن روز قيامت بشما داده مىشود ( اگر به كسى ناسزائى بگوئيد و جواب آن را در دنيا بشما ندهد جواب يعنى سزاى آن را روز قيامت بشما ميدهند ) . براستى ميگويم براى شما : همانا آن كسى كه در نهر آب ( با لباس ) فرو ميرود ناچار ( و خواه و ناخواه ) آب بجامهء او ميرسد اگر چه كوشش نمايد كه آب بجامه‌اش
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 324 | ميرزا أحمد الآشتياني