به حق أقول لكم : ليس شيء أبلغ في شرف الآخرة و أعون على حوادث الدنيا من الصلاة الدائمة ، و ليس شيء أقرب إلى الرحمن منها ، فدوموا عليها و استكثروا منها ، و كلّ عمل صالح يقرّب إلى اللّه فالصلوة أقرب إليه و آثر عنده .
به حق أقول لكم : إنّ الناس في الحكمة رجلان : فرجل أتقنها بقوله و ضيّعها بسوء فعله ، و رجل أتقنها بقوله و صدّقها بفعله و شتّان بينهما ، فطوبى للعلماء بالفعل و ويل للعلماء بالقول .
به حق أقول لكم : من لا ينقّي من زرعه الحشيش يكثر فيه حتّى يغمره فيفسده ،
هامش
- براستى ميگويم براى شما : هيچ چيز ( از عبادات ) نيست كه از اين نماز هميشگى ( يوميه ) بهتر و بالاتر باشد در رسانيدن آدمى ببزرگى و شرافت در آن سراى ، و نه يارىكنندهتر باشد از آن در برابر پيش آمدهاى ( گوناگون و ناگوار ) دنيا ، و نيست چيزى و طاعتى كه نزديككنندهتر باشد بخداى بخشنده از اين نماز ، پس مداومت نمائيد بر آن و بسيار بجا آوريد از آن ، و هر عمل صالح و شايستهاى كه آدمى را به خدا نزديك ميگرداند پس نماز نزديككننده كنندهتر به خداوند است از آن و برگزيدهتر نزد او مىباشد .
براستى ميگويم براى شما : همانا مردم نسبت بحكمت ( يعنى معارف محكمهء دينيه ) دو قسم هستند : يكى كسى است كه محكم ساخته است آن را بحسب گفتار و جارى نمودن الفاظ حكمت بر زبان خود ، و ضايع گردانيده و از دست داده آن را بواسطهء بدى عمل و كردار خود ( يعنى عمل ننمودن بدين ) و قسم دوم شخصى است كه مستحكم نموده حكمت را بر حسب قول و گفتار خود ، و گواه و مصدق آن قرار داده عمل و رفتار خويش را ، و چه اندازه جدائى و فرق است بين رتبه و مقام اين دو ، پس خوشا به حال دانشمندان و علمائى كه بعلم خود عمل مينمايند ، و واى بر دانشمندان و عالم ( نما ) هائى كه تنها در گفتار دانشمند هستند و بعلم خود عمل نميكنند .حرف حكمت بر زبان ناحكيم * حلههاى عاريت دان اى سليم
گر بدل در تافتى گفت لبش * ذره ذره گشته بودى قالبشبراستى ميگويم براى شما : كسى كه علفهاى خودرو و هرزه و مفسد را از مزرعهء خود بر نميكند آنها زياد و بسيار ميشوند تا آنكه زراعت را يكسره فرا ميگيرند پس تباه و فاسد ميگردانند زراعت را ( و به كلى از بين مىبرند آن را ) و همچنين كسى كه دوستى