يجده من شدّة الوجع ، كذلك صاحب الدنيا لا يلتذّ بالعبادة و لا يجد حلاوتها مع ما يجد من حبّ المال ، و كما يلتذّ المريض نعت الطبيب العالم بما يرجو فيه من الشفاء ، فاذا ذكر مرارة الدواء و طعمه كدر عليه الشفاء ، كذلك أهل الدنيا يلتذّون ببهجتها و أنواع ما فيها ، فإذا ذكروا فجأة الموت كدّرها عليهم و أفسدها .
به حق أقول لكم : إنّ كلّ الناس يبصر النجوم و لكن لا يهتدى بها إلّا من يعرف مجاريها و منازلها ، و كذلك تدرسون الحكمة و لكن لا يهتدى لها منكم إلّا من عمل بها .
به حق أقول لكم : إنّ صغار الخطايا و محقّراتها لمن مكائد إبليس يحقّرها لكم و يصغّرها في أعينكم و تجتمع فتكثر و تحيط بكم .
هامش
خوش ندارد آن را و لذيذش نمييابد با حالت مرض و سختى درد ، همچنين صاحب ( و علاقهمند بمال و جاه ) دنيا لذت از عبادت نميبرد و شيرينى آن را نمييابد و درك نميكند در حالتى كه دوستى دنيا و مال بر او احاطه كرده ، و همان قسم كه مريض لذت ميبرد از اينكه طبيب دانا ( يعنى حاذق و دكتر متخصص ) توصيف و بيان مىكند راه معالجه و دوائى را كه اميد نجات از مرض و شفا يافتن در آن مىباشد ، ولى هنگامى كه تلخى و طعم بددوارا ياد مىكند شفا يافتن بر او ناگوار مىشود و خاطر وى گرفته گردد ، همچنين دوستداران دنيا و علاقمندان به آن از نيكوئى و خوشى زندگانى دنيا و اقسام آنچه در آن است لذت مىبرند ، ولى زمانى كه مرگ و ناگهانى بودن آن را ياد ميكنند ناگوار و تلخ ميسازد بر ايشان زندگانى و عيش را و آن را تباه و فاسد ميگرداند .
براستى ميگويم براى شما : همانا همهء مردم ستارگان را مىبينند ، و ليكن راه را نمىيابد بواسطهء آنها مگر كسى كه ميشناسد گذرگاه و فرودگاههاى آنها را ، همچنين شما مىآموزيد حكمت را ( يعنى معارف دينى را ) ليكن هدايت و راهنمائى نميشود به آن مگر كسى كه عمل به آن نمايد .
براستى ميگويم براى شما : همانا گناهان كوچك و آنچه از آنها به نظر ناچيز و حقير آيد البته از دامها و حيلههاى ابليس است كه ناچيز و پست و كوچك ميگرداند آنها را در نظر شما پس ( شما در اثر كوچك شمردن ، مرتكب يك يك آنها گشته و در نتيجه ) آن گناهان جمع و بسيار و انبوه ميگردد و فرامىگيرد شما را ( و در اين صورت نجات بسى سخت و مشكل است ) .