فاسرعوا إلى بيوتكم المظلمة فأنيروا فيها ، كذلك فاسرعوا إلى قلوبكم القاسية بالحكمة قبل أن ترين عليها الخطايا فتكون أقسى من الحجارة ، كيف يطيق حمل الأثقال من لا يستعين على حملها ؟ أم كيف تحطّ أوزار من لا يستغفر اللّه منها ؟ أم كيف تنقى ثياب من لا يغسلها ؟ و كيف يبرء من الخطايا من لا يكفّرها ؟ أم كيف ينجو من غرق البحر من يعبر به غير سفينة ؟ و كيف ينجو من فتن الدّنيا من لم يداوها بالجدّ و الإجتهاد ؟ و كيف يبلغ من يسافر به غير دليل ؟ و كيف يصير إلى الجنّة من لا يبصر معالم الدين ؟ و كيف ينال مرضات اللّه من لا يطيعه ؟ و كيف يبصر عيب وجهه
هامش
تا به حيله جالب دلها شود * تا بافسون مالك دنيا شود .
حيله آموزان جگرها سوختند * فعلها و مكرها آموختند
مر تو را اين حكمت و فضل و هنر * نيست حاصل جز و بال و درد سر
گر تو خواهى كت شقاوت كم شود * جهد كن تا از تو حكمت كم شود
حكمتى كز طبع زايد وز خيال * حكمتى بىنور فيض ذى الجلالپس شتاب نمائيد بسوى خانههاى تاريك خودتان ( يعنى دلهاى خودتان كه بنور علم منور نگرديده ) و روشن سازيد آنها را ( بچراغها ) همچنين بشتابيد به ( معالجه و درمان ) دلهاى سخت خودتان بنورانى نمودن آنها بواسطهء حكمت ( يعنى معارف محكمهء حقهء دينى ) پيش از آنكه گناهان بر قلبها پرده و حجاب شوند پس از سنگ سختتر گردند ، چگونه بر بردن بارهاى سنگين طاقت مىآورد و توانائى دارد كسى كه كمك نميگيرد و استعانت نميجويد براى بردن و حمل آنها ؟ آيا چگونه گناهان كسى كه از خدا طلب آمرزش براى آنها نميكند ميريزد و محو مىشود ؟ يا چگونه لباسهاى كسى كه آنها را نميشويد پاك و پاكيزه مىباشد ؟ و چگونه مبرى و منزه و پاكيزه ميگردد از گناهان كسى كه آنها را محو و نابود نميسازد باعمال شايسته ( بواسطهء تدارك آنها بطاعات و حسنات و استغفار ) آيا چگونه نجات ميبايد از غرق شدن در دريا كسى كه عبور و گذر كند در آن بدن كشتى ؟
و چگونه نجات و رهائى از فتنهها و گرفتاريهاى دنيا پيدا مىكند كسى كه درمان و علاج نكند آن گرفتاريها را بكوشش و رنج بردن در امر دين و تحمل ناملايمات ( از قبيل فقر ، و بردبارى و شكيبائى از لذتهاى حرام ) و چگونه به مقصد ميرسد كسى كه مسافرت كند بىراهنما و دليل ؟ و چگونه به بهشت ميرود كسى كه بينا نباشد در اصول و فروع دين ( و عمل به آن نكند ) و چگونه خوشنودى خدا را نائل مىشود كسى كه اطاعت و فرمانبردارى ننمايد او