قتلته ، فلا يأمن أن يكون قد شرك في دمه ، و كذلك من نظر إلى أخيه يعمل الخطيئة و لم يحذّره عاقبتها حتّى أحاطت به ، فلا يأمن أن يكون قد شرك في إثمه ، و من قدر أن يغيّر الظّالم ثمّ لم يغيّره فهو كفاعله ، و كيف يهاب الظالم و قد أمن بين أظهر كم و لا ينهى و لا يغيّر عليه و لا يؤخذ على يديه ، فمن أين يقصر الظّالمون أم كيف لا يغترّون ؟ فحسب أحدكم أن يقول لا أظلم و من شاء فليظلم ، و يرى الظلم فلا يغيّره ، فلو كان الأمر على ما تقولون لم تعاقبوا مع الظالمين الّذين لم تعملوا بأعمالهم حين تنزل بهم العثرة في الدنيا .
ويلكم يا عبيد السوء ، كيف ترجون أن يؤمنكم اللّه من فزع يوم القيامة و أنتم
هامش
برادرش كه او را بگزد و آگاه نكند و نترساند او را تا آنكه مار او را بكشد ( در اثر گزيدن ) پس ايمن نباشد از اينكه شركت در خون او نموده باشد ، و همچنين است كسى كه نظر مىكند به برادرش و مىبيند كه او گناه مىكند و نترساند او را از بدى عاقبت معصيت و خطاكارى تا آنكه گناهان او را فراگيرد ( و راه نجات بر او بسته شود ) پس ايمن نباشد از آنكه شركت كرده باشد با او در گناهش ، و كسى كه توانائى و قدرت دارد بر اينكه ظالم را تغيير دهد ( يعنى از ستمهاى او جلوگيرى نمايد ) و تغيير ندهد او را پس او مانند آن ستمكننده است ، پس با اين حال از چه جهت ظالم بترسد و بيمى در خود راه دهد با اينكه او آسوده خاطر و در امن و امان ميان جمعيت شما مىباشد ، نه كسى او را از رفتارش باز ميدارد و نه تغيير داده مىشود و نه جلوگيرى و منع از ظلمش ميگردد ، پس مع ذلك از چه جهت و بچه سبب ستمكاران كوتاهى و خوددارى نمايند در ستم كردن و يا چگونه غرور و نخوت در خود راه ندهند ( و بر ظلم و جنايات خويشتن نيفزايند ) پس آيا كفايت مىكند شما را اينكه بگويد يكى از شما كه من ظلم نميكنم و هر كس ميخواهد ظلم و ستم نمايد در حالى كه ستم را ميبيند و آن را تغيير ندهد ( يعنى از ستم جلوگيرى ننمايد ) پس اگر مطلب چنين باشد كه شما ميگوئيد ، سزا داده و عقوبت نميشديد با ستمكارانى كه كارها و ستمهاى آنان را انجام ندادهايد ( يعنى در ظلم ايشان شركت نداشتيد ) هنگامى كه گرفتارى و سختى بايشان ميرسد در دنيا .
واى بر شما اى بندگان بد كار ، چگونه اميد داريد باينكه خدا ايمن بدارد شما را از سختى و ترس روز قيامت در حالى كه شما از مردم بيم و ترس داريد در بارهء فرمانبردارى خدا ( و فرمان او را نميبريد ) و فرمانبردارى و اطاعت ميكنيد مردم را در كارهائى كه