تخافون الناس في طاعة اللّه و تطيعونهم في معصيته و تفون لهم بالعهود الناقضة لعهده .
به حق أقول لكم : لا يؤمن اللّه من فزع ذلك اليوم من اتّخذ العباد أربابا من دونه .
ويلكم يا عبيد السوء ، من أجل دنيا دنيّة و شهوة رديّة تفرّطون في ملك الجنّة و تنسون هول يوم القيامة .
ويلكم يا عبيد الدنيا تحملون السراج في ضوء الشمس ، وضوؤها كان يكفيكم و تدعون أن تستضيؤوا بها في الظلم و من أجل ذلك سخّرت لكم ، كذلك استضأتم بنور العلم لأمر الدنيا و قد كفيتموه و تركتم أن تستضيؤوا به لأمر الآخرة و من أجل ذلك اعطيتموه ، تقولون : إنّ الآخرة حقّ و أنتم تمهّدون الدنيا ، و تقولون :
هامش
معصيت و نافرمانى خداوند است ، و بعهد و پيمانهاى مردم كه نقض عهد و پيمان خدا را مىكند و از بين ميبرد وفا ميكنيد .
براستى ميگويم براى شما : خداوند ايمن نميدارد از ترس و فزع روز قيامت كسى را كه از مردم فرمانبردارى نمايد ( در محرمات ) و خداوند را بندگى و اطاعت نكند .
واى بر شما اى بندگان بد ( يعنى بد رفتار ) به جهت دنياى پست و تمايلات و خواستههاى نفسانى ناچيز هلاككننده كوتاهى ميكنيد در مالك شدن بهشت ( يعنى قصور مينمائيد در اينكه خداوند ملك بهشت را بشما مرحمت فرمايد ) و فراموش ميكنيد هراس و جزع و هول روز قيامت را .
واى بر شما اى بندگان دنيا ، چراغ را با خود بر ميداريد ( يعنى روشن ميكنيد ) در شعاع و روشنى آفتاب با اينكه روشنى آفتاب شما را بىنياز مىكند و واميگذاريد و رها ميكنيد استفاده نمودن بچراغ و نور آن را در تاريكيها در حالى كه چراغ آماده و مهيا شده است براى شما به جهت اين ( كه در تاريكى از آن استفاده نمائيد ) همچنين از نور دانش و علم استفاده ميكنيد ( يعنى وسيله قرار ميدهيد آن را ) براى كارها و امور دنيا ، با اينكه شما نسبت بامور دنيا تكفل شدهايد ( يعنى خداوند امور دنيا و روزى شما را كفالت فرموده و به عهده گرفته ) و واگذارديد و رها نموديد استفاده كردن از نور علم و دانش را براى امور آخرت در حالى كه به جهت اين ( يعنى تأمين سعادت و رستگارى در آخرت ) علم بشما عطا شده است ، شما ميگوئيد همانا آخرت حق است در حالى كه نيكو و آماده ميگردانيد ( وسائل