تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
مرّبنا ذات يوم و نحن في نادينا و هو على ناقته ، و ذلك حين رجع من حجّة الوداع فوقف علينا فسلّم و رددناه عليه السلام ، ثمّ قال : مالي أرى حبّ الدّنيا قد غلب على كثير من النّاس حتّى كأنّ الموت في هذه الدّنيا على غيرهم كتب ، و كأنّ الحقّ في هذه الدّنيا على غيرهم وجب ، و حتّى كأن لم يسمعوا و يروا من خبر الأموات قبلهم ، سبيلهم سبيل قوم سفر عمّا قليل إليهم راجعون ، بيوتهم أجداثهم و يأكلون تراثهم ، يظنّون أنّهم مخلّدون بعده ، هيهات أما يتّعظ آخرهم بأوّلهم ، لقد جهلوا و نسوا كلّ وعظ في كتاب اللّه ، و آمنوا شرّ كلّ عاقبة و سوء ، و لم يخافوا نزول قادحة و بوائق حادثة ، طوبى لمن شغله خوف اللّه عزّ و جلّ عن خوف النّاس ، طوبى لمن منعه عيب نفسه عن عيوب المؤمنين من إخوانه ، طوبى لمن تواضع للّه عزّ ذكره
هامش
روزى بر ما عبور فرمود در حالى كه ما در انجمن خود بوديم و آن بزرگوار بر شتر خود سوار بود و آن هنگامى بود كه از حجة الوداع برگشته و رجوع فرموده بود ، پس مقابل ما ايستاد و سلام كرد و ما جواب سلام آن حضرت را داديم ، پس فرمود : چه شده بر من ( يعنى سبب چيست ) كه ميبينم محبت و دوستى دنيا بر بسيارى از مردم چيره گشته تا به جائى رسيده كه مثل اينكه مرگ و رفتن از اين دنيا بر غير ايشان نوشته شده ، و مثل اينكه حق ( يعنى فرائض و واجبات ) در اين دنيا بر غير آنها واجب و لازم شده ، و حتى گويا نشنيده‌اند و مطلع نشده‌اند از خبر مردگانى كه پيش از آنها بودند ، در حالى كه حال اين مردم حال مردمان مسافرى است كه به زودى به آن رفتگان رجوع خواهند نمود ، خانه‌هاى آنان قبرهايشان خواهد بود و اموال آنها را وارث‌هاى ايشان خواهند خورد ، گمان ميكنند كه ايشان پس از آنها هميشه در دنيا باقى مىمانند ، هيهات ( يعنى بسى دور است خيال شماها از واقعيت امر و گمان گمان‌كنندگان ) آيا پند و اندرز نميگيرد آخرين ايشان از اولين آنان ( يعنى آيا باقيماندگان ايشان از اولين خودشان كه گذشته‌اند پند نميگيرند ؟ ) هر آينه و بتحقيق ندانستند و فراموش كردند هر پند و اندرزى كه در كتاب خدا ( يعنى قرآن ) بود ، و ايمن شدند از بدى و بدترى هر عاقبتى ، و نترسيدند از نازل شدن سختى و بلاها و نه از بديهاى حوادث و پيش آمدها ، خوشا حال كسى كه مشغول گردانيده او را ترس از عذاب خداوند با عزت و جلال از ترس از مردم ( يعنى اوامر و نواهى خداوند را اطاعت مىكند اگر چه بر خلاف ميل ديگران بوده باشد ) خوشا حال كسى كه باز داشته او را بررسى به عيبهاى نفس خود از عيب‌جوئى اشخاص مؤمن از برادران دينى خويش ، خوشا حال كسى كه متواضع و فروتن است براى خدائى كه
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 305 | ميرزا أحمد الآشتياني