تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
النّاس بالعفو أقدرهم على العقوبة ، و أحقّ النّاس بالذّنب السّفيه المغتاب ، و أذلّ النّاس من أهان النّاس ، و أحزم النّاس أكظمهم للغيظ ، و أصلح النّاس أصلحهم للنّاس ، و خير النّاس من انتفع به النّاس .

[ الحديث 570 من فزّع نفسه بالموت هانت عليه الدّنيا ]

في المجلّد السّابع عشر من البحار : باب « مواعظ اللّه عزّ و جلّ في ساير الكتب السّماوي » ( عن السيّد قدّس سرّه في كتاب سعد السعود ) و في المائة ( أي السّورة المائة من الزّبور : ) من فزّع نفسه بالموت هانت عليه الدّنيا ، و من أكثر الهمّ و الأباطيل اقتحم عليه الموت من حيث لا يشعر ، إنّ اللّه لا يدع شابّا لشبابه و لا شيخا لكبره ، إذا قربت آجالكم توفّتكم رسلي و هم لا يفرّطون ، فالويل لمن توفّته رسلي و هو على الفواحش لم يدعها ، و الويل كلّ الويل لمن كان لأحد قبله تبعة خردلة
هامش
نباشد ، و بزند كسى را كه در مقام زدن او نباشد ، و سزاوارترين مردم بعفو و گذشت كسى است كه توانائى او بر عقوبت و شكنجه بيشتر باشد ، و سزاوارترين مردم بگناه كم خرديست كه غيبت مردم كند ، و پست و خوارترين مردم كسى است كه بمردم اهانت نمايد ، و عاقبت انديش‌ترين مردم كسى است كه بيشتر فرو برندهء غضب و خشم خويش باشد ، و شايسته‌ترين مردم كسى است كه خوبى و نيكى او در بارهء مردم بيشتر از ديگران باشد ، و بهترين مردم كسى است كه مردم از او بيشتر منتفع و بهره‌مند شوند . ( 1 ) 570 - در جلد هفدهم بحار : باب « پند و اندرزهاى خداى با عزت و جلال در ساير كتابهاى آسمانى ، يعنى غير از قرآن كريم » ( از سيد قده در كتاب سعد السعود ) و در مائة ( يعنى صدمين سورهء زبور ) است كه كسى كه نفس خود را از مرگ بترساند پست و خوار شود دنيا در نظر او ، و كسى كه بسيار كند براى خود هم و غم را و مشغول به كارهاى باطل و بيهوده باشد ( مانند اعمال حرام از قبيل استماع اصوات محرمه و حضور در مجالس لهو و لعب و قمار و غيبت ، و در فكر آخرت خود نباشد ) مرگ او را دريابد در حالى كه غافل از زاد و توشه‌اى براى سفر پر خطر آخرت باشد ، همانا خداوند وانگذارد جوانى را به جهت جوانيش و نه پير مردى را به جهت پيريش ( يعنى كسى از مرگ رهائى نيابد ) هر گاه زمانهاى عمر شما به آخر رسد ميميراند شما را فرستادگان من ( يعنى مأمورين قبض ارواح و ايشان بهر چه مأمورند كوتاهى نمىكنند ، پس واى بر كسى كه فرستادگان من او را ميرانده در حالى كه او مرتكب معصيت و نافرمانىها است و ترك آن گناه را نكرده باشد ، واى بر حال كسى كه از ديگرى بعهدهء او به مقدار خردلى حقى باشد تا آنكه ناچار شود