ربّ ! لم يبق من حسناتي شيء ، فقال : يا ربّ ! فليحمل من أوزاري ، ثمّ فاضت عينا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم و قال : إنّ ذلك اليوم ليوم تحتاج النّاس فيه إلى من يحمل عنهم أوزارهم ، ثمّ قال اللّه تعالى للطّالب بحقّه : إرفع بصرك إلى الجنّة فانظر ماذا ترى ؟ فرفع رأسه فرأى ما أعجبه من الخير و النّعمة ، فقال : يا ربّ لمن هذا ؟ فقال :
لمن أعطاني ثمنه ، فقال : يا ربّ و من يملك ثمن ذلك ؟ فقال : أنت ، فقال : كيف لي بذلك ؟ فقال : بعفوك عن أخيك ، فقال : قد عفوت ، فقال اللّه تعالى : فخذ بيد أخيك فادخلا الجنّة ، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم :
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ
.
[ الحديث 513 ما جمع من مفردات كلمات الرّسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم ]
و فيه أيضا : في ذلك الباب ( اعلام الدين للديلمي ) عن أنس بن مالك ، قال : قالوا : يا رسول اللّه ، من أوليآء اللّه الّذين لا
خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
؟
فقال : الّذين نظروا إلى باطن الدنيا حين نظر النّاس إلى ظاهرها ، فاهتمّوا بآجلها
هامش
بده ببرادرت آنچه را كه ظلم نمودى بر او ، عرض مىكند خداوندا چيزى باقى نمانده از طاعات و كارهاى نيك من ، پس آن مظلوم عرض مىكند اى پروردگار من بايد به عهده گيرد از گناهان من ، پس چشمان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اشگ ريخت و فرمود : همانا آن روز روزى است كه مردمان نياز و احتياج دارند به كسى كه متحمل شود از ايشان گناهانشان را ، پس خداى تعالى ميفرمايد به آن كسى كه طلب مىكند حق خود را : بيفكن نظر خود را ( و نگاه كن ) ببهشت و نظر نما كه چه مىبينى ، پس بلند مىكند سر خود را و مىبيند آنچه را كه بتعجب و شگفت مىآورد او را از چيزهاى نيك و نعمت ( يعنى درجات و حور و قصور و فواكه ) پس عرض مىكند اى پروردگار من براى كيست اين نعمتها ؟ خداوند ميفرمايد : براى كسى است كه بهاء او را به من دهد ، عرض مىكند پروردگارا كى مالك و داراى بهاء آنست ؟ خداوند ميفرمايد : تو ، عرض مىكند چگونه ( من توانائى مالى بهاء اين را دارم ؟ ) خداوند ميفرمايد : بواسطهء گذشت نمودن ( از حقوق ) برادرت ، عرض مىكند گذشتم ، پس خداوند ميفرمايد : بگير دست برادرت را و داخل شويد به بهشت ، پس پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : بپرهيزيد از ( نافرمانى ) خداوند و صلح و سازش نمائيد نسبت بحقوقى كه بر يك ديگر داريد .
( 1 ) 513 - و نيز در همان كتاب و باب : ( از اعلام الدين ديلمى ) از انس بن مالك روايت شده كه گفت به حضرت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله عرضكردند اى پيغمبر خدا كيانند اولياء و دوستان خدا كه ترسى بر ايشان نيست و نه آنان اندوهناك ميشوند ؟ پس پيغمبر