معذّبون ، قلوبهم محزونة ، و شرورهم مأمونة ، و أجسادهم نحيفة ، و حاجاتهم خفيفة ، و أنفسهم عفيفة ، صبروا أيّاما قصيرة أعقبتهم راحة طويلة ، تجارة مربحة يسّرها لهم ربّهم ، أرادتهم الدّنيا فلم يريدوها ، و أسرتهم ففدوا أنفسهم منها ، أمّا اللّيل فصافّون أقدامهم تالين لأجزاء القرآن يرتّلونه ترتيلا ، يحزنون به أنفسهم و يستثيرون به دواء دآئهم ، فإذا مرّوا بآية فيها تشويق ، ركنوا إليها طمعا و تطلّعت
هامش
رسيده كه از مرتبهء عين اليقين منتقل بمقام حق اليقين شدهاند ) قلبهاى ايشان اندوهناك است ( يعنى خوشحالى مؤمن در رخسارش هويداست ، و حزن و اندوه او از گرفتاريهاى دنيا و ترس دورى از ساحت حق در قلب اوست ) و مردم از شرور ايشان در امانند و بدنهاى ايشان لاغر است ( از رياضت ) و حاجتهاى دنيوى ايشان كم و سبك است ( زيرا آنها در دنيا اهل قناعتند ) و داراى عفتند ( براى بىميلى ايشان به دنيا تا چه رسد به حرام دنيا ) شكيبائى كردند در مدت كمى كه در پىآورد براى آنها راحتى طولانى را .صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند * بر اثر صبر نوبت ظفر آيدو اين شكيبائى و راحتى تجارت سود بخشى است كه آسان گردانيده است براى آنها پروردگارشان( فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى ،و اما كسى كه انفاق كند و پرهيزكارى ورزد و تصديق كند به آنچه از طرف خدا آمده است از انبيا و معجزات آنها پس آسان ميگردانيم براى او رسيدن براحتى ابدى را ) اهل دنيا خواستند آميزش و دوستى با ايشان را ولى آنان نخواستند آن آميزش و دوستى را ، و اسير و گرفتار نمود آنها را دنيا ( به رشتههاى سختيها از قبيل فقر و تنگدستى كه آنان مرتكب اعمال حرام شوند تا رفع سختيها از آنها بشود ، پس تحمل شدائد نمودند و لذت آسايش و وسعت رزقى را كه ممكن بود از حرام تحصيل نمايند صرف نظر نمودند ) پس حظوظ نفسهاى خود را فدا دادند تا بارتكاب حرام مبتلا نشوند ، و اما حال آنها در شب پس بر پاهاى خود ايستادهاند در حال نماز ، حال كونى كه قرائتكنندهاند آيات قرآن را به ترتيب و آهستگى ، و بغم و غصه مىاندازند بواسطهء آيات عذاب يا غم محروميت از قرب به خداوند و نعمتهاى بهشت جانهاى خود را ، و اختيار ميكنند بسبب قرآن دواى دردهاى خود را ، پس هنگامى كه ميگذرند بآيهاى كه انسان را بشوق عبادت و نعمتهاى بهشتى مىاندازد ، ميل ميكنند بسوى آن از جهت طمع در رسيدن به آن محبوبات ، و با كمال ميل نفوس آنها متوجه مىشود به آن محبوبات و از شدت شوق مثل كسى كه ميخواهد محبوب نفيس عزيز خود را مشاهده كند ، و از شدت توجه مثل اينست كه محبوبات را شهود و به چشم خود ميبينند ، و هنگامى كه برخورند