تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و وضعهم من الدّنيا مواضعهم ، فالمتّقون فيها هم أهل الفضائل : منطقهم الصّواب و ملبسهم الإقتصاد و مشيهم التّواضع ، غضّوا أبصارهم عمّا حرّم اللّه عليهم ، و وقفوا أسماعهم على العلم النّافع لهم ، نزلت أنفسهم منهم في البلآء كالّتي نزلت في الرّخاء ، و لو لا الأجل الّذي كتب اللّه عليهم لم تستقرّ أرواحهم في أجسادهم طرفة عين شوقا إلى الثّواب و خوفا من العقاب ، عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه في أعينهم ، فهم و الجنّة كمن قد رآها فهم فيها منعّمون ، و هم و النّار كمن قد رآها فهم فيها
هامش
خود است و از چيزى متأثر نميشود ) و سود نمىبخشد او را طاعت كسى كه اطاعت او مىكند ، پس تقسيم فرمود در ميان ايشان روزىهاى آنان را ( و آن چيزهائى را كه در زندگانى دنيا به آن محتاجند ) و قرار داد آنان را در جايگاه خودشان ( از جهت دارائى و نادارى و عزت و ذلت ) پس پرهيزكاران در دنيا ايشانند اهل فضل و برترى ( به جهت اينكه تقواى آنها كاشف است از دارا بودن ملكات و اخلاق فاضله ) گفتار آنها هميشه حق است و پوشش ايشان لباس اقتصاد و ميانه روى است ( ممكن است كه مراد ميانه روى در تمام امور باشد ) و راه رفتن ايشان از روى فروتنى است ( چنانچه خداوند در قرآن ميفرمايد : و بندگان خدا آنهائى هستند كه راه رفتن ايشان در روى زمين از روى فروتنى است ) پوشانيدند چشمهاى خود را از چيزهائى كه حرام كرده خدا براى آنها ، و گوشهاى خود را فرا دادند بر دانشهاى سودمند ، نازل شده است جانهاى آنها در موقع نزول بلا در جايگاه رضا چنانچه در راحتى در آن منزل هستند ( و اين مقام رضا و شكر است و منافات ندارد اين مقام با جزع جسمانى ) .دوست همچون زر بلا چون آتش است * زر خالص در دل آتش خوش استاگر نبود اجلى كه خداوند بر آنان نوشته ، روح ايشان در بدنهاشان به قدر بهم زدن چشم زيست نمىنمود براى شايق بودن به ثواب و ترس از عقاب ( زيرا كه ترسشان از اينست كه اگر بمانند در دنيا ، گرفتار معصيت و عقاب آن شوند ) خداوند نزد ايشان باندازه‌اى بزرگست كه هر چه غير اوست در نظرشان كوچك و پست است ( براى اينكه غير خداوند هر چه هست فقير و وجود او عارضى است و بفيض وجود از خداوند باقى است ، و اوست كه بذات خود داراى وجود است ) پس مثل آنها مثل كسانى است كه بهشت را ديده‌اند كه در بهشت متنعم و بهره‌مندند ، و حال ايشان با آتش دوزخ چون كسانى است كه دوزخ را ديده كه در آن گرفتار شكنجه ميباشند ( و اين مرتبهء حق اليقين است ، زيرا اعتقاد آنها بدرجه‌اى