تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
سهلا أمره ، حريرا دينه ، ميتة شهوته ، مكظوما غيظه ، الخير منه مأمول ، و الشرّ منه مأمون ، إن كان في الغافلين كتب في الذّاكرين ، و إن كان في الذّاكرين لم يكتب من الغافلين ، يعفو عمّن ظلمه ، و يعطي من حرمه ، و يصل من قطعه ، بعيدا فحشه ، ليّنا قوله ، غائبا منكره ، حاضرا معروفه ، مقبلا خيره ، مدبرا شرّه ، في الزّلازل وقور ، و في المكاره صبور ، و في الرّخاء شكور ، لا يحيف على من يبغض ، و لا يأثم فيمن يحبّ ، يعترف بالحقّ قبل أن يشهد عليه ، لا يضيّع ما استحفظ ، و لا ينسي ما ذكّر ، و لا ينابز بالألقاب ، و لا يضارّ بالجار ، و لا يشمت بالمصآئب ، و لا يدخل في الباطل ، و لا يخرج من الحقّ ، إن صمت لم يغمّه صمته ، و إن ضحك لم يعل صوته ، و إن بغي عليه صبر حتّى يكون اللّه هو الّذي ينتقم له ، نفسه منه في
هامش
برده شده ، خوبى از او آرزو داشته شده ، و از بدى رسيدن او ( مردم ) در امانند ، اگر در ميان غفلت‌كنندگان باشد نوشته مىشود در زمرهء ذاكرين ( يعنى آنان كه هميشه ياد خداوند هستند ) و اگر در ميان ذاكرين باشد نوشته نميشود در زمرهء غفلت‌كنندگان ، گذشت مىكند از كسى كه به او ستم كرده است ، و عطا مىكند به كسى كه او را محروم كرده است ( از حقش ) و پيوند محبت مىكند با كسى كه از او قطع كرده است ، دور است بدگوئى و ناسزا گفتن او ، نرمست گفتار او ، ناپيداست بدى او ، حاضر است نيكوكارى او ، روى آورنده است خوبى و نفع او ، پشت‌كننده است شر و ضرر او ، در گرفتاريها با وقار و سكينه است ، و در مصيبت‌ها شكيبائى دارد ، و در گشايش رزق سپاسگزار است ، و با كسى كه دشمنى دارد جور و تجاوز از عدالت نمىكند ، گناه نميكند به جهت كسى كه دوست دارد او را ، اعتراف به حق مىكند پيش از آنكه شاهدى بر او گرفته شود ، ضايع و فاسد نميكند آنچه را كه سپرده شده باشد ، و فراموش نميكند آنچه را كه ياد آورى شده است ، و به اسمها و لقبهاى بد و زشت مردم را نميخواند ، و بهمسايه زيان نميرساند ، و بگرفتاريها و مصيبتها سرزنش نميكند ( مقدرات الهى را عين مصلحت ميداند و بسرنوشت خويش بدبين نميباشد ) و در باطل داخل نميشود و از حق خارج نميگردد ، هر گاه ساكت گردد ، سكوتش او را غمگين نگرداند ( يعنى در موقعى كه ديگران مجال سخن به او ندهند ) و چون بخندد صداى خندهء او بلند نگردد ( يعنى در خنديدن تبسم مىكند ) و اگر بر او ستم شود شكيبائى ورزد ، تا موقعى كه خداوند انتقام كشد براى او ، جانش از او در زحمت است