تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣

[ الحديث 486 السّلطان ظلّ اللّه في الأرض ]

و فيه أيضا : ( مجلس يوم الجمعة الخامس و العشرين من جمادى الآخر سنة سبع و خمسين و أربعمائة ) عن عليّ عليه السّلام ، عن النّبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم قال : السّلطان ظلّ اللّه في الأرض ، يأوي إليه كلّ مظلوم ، فمن عدل كان له الأجر ، و على الرّعية الشّكر ، و من جار كان عليه الوزر ، و على الرّعية الصّبر حتّى يأتيهم الأمر .

[ الحديث 487 من أفضل الأعمال عند اللّه عزّ و جلّ إبراد الأكباد الحارّة و إشباع الأكباد الجائعة ]

و فيه أيضا : ( المجلس الخامس و العشرين ، مجلس يوم الجمعة الثّالث
هامش
زخم ناخن بر چنين رخ كافريست * كه رخ مه از فراق او گريست تا گشايد عقدهء اشكال را * در حدث كرده است زرين بال را عقده را بگشاده گير اى منتهى * عقدهء سخت است بر كيسه تهى در گشاده عقدها گشتى تو مير * عقدهء چند دگر بگشاده گير حد اعيان و عرض دانسته گير * حد خود را دان كز آن نبود گزير عقدهء كان بر گلوى ماست سخت * كه ندانى كه خسى يا نيكبخت گر بدانى كه شقيى يا سعيد * آن بود بهتر ز هر فكر عنيد عمر در محمول و در موضوع رفت * بىبصيرت عمر در مسموع رفت هر دليلى بىنتيجه بىاثر * باطل آمد در نتيجه خود نگر هيچ نامى بىحقيقت ديده‌اى * يا ز گاف و لام گل ، گل چيده‌اى اسم خواندى رو مسمى را بجو * اى شده قانع ز هو با نام هو گر ز نام و حرف خواهى بگذرى * پاك كن خود را ز خود هان يك سرى همچو آهن ز آهنى بىرنگ شو * در رياضت آئينهء بىزنگ شو خويش را صافى كن از اوصاف خويش * تا به بينى ذات پاك صاف خويش گفت پيغمبر كه هست از امتم * كه بود هم گوهر و هم همتم مر مرا زان نور بيند جانشان * كه مر ايشان را همى بينم عيان( 1 ) 486 - و نيز در همان كتاب : ( مجلس روز جمعه بيست و پنجم جمادى الآخر سال 457 ) از حضرت على عليه السّلام از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : پادشاه سايهء خداست در زمين كه هر مظلوم و ستم‌شده‌اى به او پناهنده مىشود ، پس پادشاهى كه ( در رعيت خود ) عدالت كند براى او اجر و پاداش ( نيك ) است ، و بر رعيت سپاس او لازم است ، و سلطانى كه ظالم و بيدادگر باشد براى اوست عقوبت ، و بر رعيت است صبر و شكيبائى تا اينكه فرج و گشايشى براى آنها روى دهد . ( 2 ) 487 - و نيز در همان كتاب : ( مجلس روز جمعه بيست و سوم ماه ربيع الاول