تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
محمّد عليهما السّلام و وصاياه و حكمه » ( أمالي الصدوق ) عن أبان الأحمر ، عن الصّادق جعفر ابن محمّد عليهما السّلام ، أنّه جاء إليه رجل فقال له : بأبي أنت و امّي يا بن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم علّمني موعظة ، فقال عليه السّلام له : إن كان اللّه تبارك و تعالى قد تكفّل بالرّزق فإهتمامك لماذا ؟ و إن كان الرّزق مقسوما فالحرص لماذا ؟ و إن كان الحساب حقّا فالجمع لماذا ؟ و إن كان الثّواب عن اللّه حقّا فالكسل لماذا ؟ و إن كان الخلف من اللّه عزّ و جلّ حقّا فالبخل لماذا ؟ و إن كان العقوبة من اللّه عزّ و جلّ النّار فالمعصية لماذا ؟ و إن كان الموت حقّا فالفرح لماذا ؟ و إن كان العرض على اللّه حقّا فالمكر لماذا ؟ و إن كان الشّيطان عدوّا فالغفلة لماذا ؟ و إن كان الممرّ على الصّراط حقّا فالعجب لماذا ؟ و إن كان كلّ
هامش
حكيمانهء آن حضرت » ( از امالى صدوق ) از ابان بن احمر از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه مردى نزد آن حضرت آمد و عرض كرد : پدر و مادرم فداى تو باد اى فرزند رسول خدا ، ياد ده مرا پند و اندرزى ، فرمود : اگر خداى منزه و برتر از هر چيز به عهده گرفته روزى ( مخلوق ) را پس سعى و كوشش بسيار تو براى چيست ؟ و اگر روزى قسمت و معين شده پس حرص و آز براى چيست ؟ و اگر حساب روز قيامت حق و واقع است پس جمع كردن زائد از حاجت براى چه است ؟ و اگر اجر و پاداش از طرف خداوند ( براى اعمال ) حق است پس كسالت و خستگى براى چه است ؟ و اگر عوض و جانشين انفاق ( چنانچه در قرآن كريم فرموده است ) از طرف خداوند با عزت و جلال حق و واقع است پس بخل‌ورزيدن براى چه است ؟ و اگر عقاب نافرمانى از طرف خداوند آتش جهنم است پس نافرمانى و معصيت براى چه است ؟ و اگر مردن و رفتن از دنيا حق است پس خوشحالى ( نسبت به پيش آمدهاى دنيوى ) براى چه است ؟ و اگر اعمال در محضر خداوندى عرض كرده و نشان داده مىشود پس مكر و حيله‌گرى ( در حق مؤمنين ) براى چه است ؟ و اگر دشمن انسان شيطان است ( كه حضرت آدم ابو البشر را فريب داد ) پس غفلت از او براى چه است ؟ و اگر گذشتن از صراط حق است پس عجب و به خود باليدن براى چيست ؟ ( صراط مستقيم عبارت از حد وسط ميان افراط و تفريط است و البته كسى كه در حد وسط كليه امور دنيوى و اخروى واقع باشد بايد علائق خود را از آنچه غير مرضى عند اللَّه مىباشد يعنى از آنچه رضا و خوشنودى خداوند در آن نيست قطع نمايد ، پس صراط مستقيم از مو باريكتر و از شمشير برنده‌تر است ) و اگر هر پيش آمدى به قضا و قدر است ( قضا مرتبهء حكم و فرمان الهى ، و قدر عالم اندازه‌گيرى مقدرات است ) پس
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 250 | ميرزا أحمد الآشتياني