الملاهي قد ظهرت يمرّ بها لا يمنعها أحد أحدا و لا يجترء أحد على منعها ، و رأيت الشّريف يستذلّه الّذي يخاف سلطانه ، و رأيت القرآن قد ثقل على النّاس استماعه ، و خفّ على النّاس استماع الباطل ، و رأيت الجار يكرم الجار خوفا من لسانه ، و رأيت الحدود قد عطّلت و عمل فيها بالأهواء ، و رأيت المساجد قد زخرفت ، و رأيت أصدق النّاس عند النّاس المفتري الكذب ، و رأيت الشرّ قد ظهر و السعي بالنّميمة ، و رأيت البغي قد فشا ، و رأيت الغيبة تستملح و يبشّر بها النّاس بعضهم بعضا ، و رأيت طلب الحجّ و الجهاد لغير اللّه ، و رأيت السّلطان يذلّ للكافر المؤمن ، و رأيت الرّجل معيشته من بخس المكيال و الميزان ، و رأيت سفك الدّماء يستخفّ بها ، و رأيت الرّجل يطلب الرّياسة لغرض الدّنيا و يشهر نفسه بخبث اللّسان ليتّقى و تسند إليه الامور ، و رأيت الصّلوة قد استخفّ بها ، و رأيت الرّجل عنده المال الكثير
هامش
در اختيار اهل كفر ميگذارند ؛ و ديدى كه اعمال لهوى آشكارا ميگردد بطورى كه هيچ كس ديگرى را از آنها منع نمىنمايد و كسى جرأت بر منع آنها ندارد ؛ و ديدى مردمان شريف را كه خوار ميگرداند او را كسى كه از قدرت او ميترسند ؛ و ديدى كه شنيدن آيات قرآن بر مردم گران و سنگين گردد ، و بر مردم شنيدن باطل سبك و آسان شود ، و ديدى همسايه را كه بهمسايهء خود از جهت ترس از زبان او اكرام مينمايد ؛ و ديدى كه حدود ( و مقررات دين ) معطل ( و بدون عمل ) مانده و در آنها بهواهاى نفسانى عمل شود ؛ و ديدى كه مسجدها زينت شود ، و ديدى كه راستگوترين مردم در نزد مردم كسى است كه تهمت زند و دروغ بگويد ، و ديدى كه شر و سخن چينى ( در ميان مردم ) ظاهر گرديده است ، و ديدى كه بيدادگرى آشكارا شده ، و ديدى كه غيبت ( و بدگوئى مردم ) را سخن خوش و نمكين پندارند ، و بغيبت مردم برخى برخى را بشارت ميدهند ، و ديدى كه به حج و جهاد رفتن براى غير خدا باشد ، و ديدى كه پادشاه مؤمن را براى خاطر كافر خوار گرداند ، و ديدى مرد را كه معيشت ( و ارتزاق ) او از كم فروشى در آنچه به وزن وكيل معامله مىشود تأمين ميگردد ، و ديدى كه ريختن خونها سبك شمرده مىشود ( يعنى باكى از ريختن خون ندارند ) و ديدى كه مرد ، طلب رياست كند براى غرضهاى دنيوى خود ، و ببدزبانى خود را مشهور ميسازد تا از وى بهراسند و امور را بوى واگذار كنند و كارها را به او نسبت دهند ، و ديدى كه نماز سبك شمرده شود ( و به آن استخفاف گردد ) و ديدى كه در نزد مرد مال بسيار است و زكات آن را از زمانى كه مالك آن شده نداده است