فيه ما ليس فيه و وجّه على الأهواء ، و رأيت أكثر النّاس و خير بيت من يساعد النّساء على فسقهنّ ، و رأيت المؤمن محزونا محتقرا ذليلا ، و رأيت البدع و الزّنا قد ظهر ، و رأيت النّاس يعتدون بشاهد الزّور ، و رأيت الحرام يحلّل و رأيت الحلال يحرّم ، و رأيت الدّين بالرّأى ، و عطّل الكتاب و أحكامه ، و رأيت اللّيل لا يستخفى به من الجرأة على اللّه ، و رأيت المؤمن لا يستطيع أن ينكر إلّا بقلبه ، و رأيت العظيم من المال ينفق في سخط اللّه عزّ و جلّ ، و رأيت الولاة يقرّبون أهل الكفر و يباعدون أهل الخير ، و رأيت الولاة يرتشون في الحكم ، و رأيت الولاية قبالة لمن زاد ، و رأيت الأيمان باللّه عزّ و جلّ كثيرة على الزّور ، و رأيت القمار قد ظهر ، و رأيت الشّراب يباع ظاهرا ليس عليه مانع ، و رأيت النّساء يبذلن أنفسهنّ لأهل الكفر ، و رأيت
هامش
اعتنائى به احكام آن ندارند ، و به آن عمل نمىنمايند ) و قوانين تازه و نوى احداث كردند كه در قرآن نيست ، و بر هواى نفس خود آيات را توجيه نمودند ؛ و ديدى كه بيشتر مردم و بهترين خانوادهها كسانى هستند كه كمك ميكنند زنان را بر فسق و فجورشان ؛ و ديدى مؤمن را اندوهناك و كوچك و خوار ؛ و ديدى بدعتها و زنا را كه ظاهر و آشكار گرديده ؛ و ديدى مردم را كه بشاهد دروغين و باطل اعتماد و اعتنا ميكنند ؛ و ديدى كه حرام را حلال ميدانند و حلال را حرام ميشمرند ؛ و ديدى كه دين ( و مقررات آن ) را برأى ( و عقيدهء خود ) بيان ميكنند ، و قرآن را معطل ميگذارند و به احكام آن عمل نميكنند ؛ و ديدى ( مردم را كه ) در شب نيز ( با تشكيل مجالس علنى معاصى ) بر خدا جرأت ميكنند ( يعنى گناهانى را كه امكان داشت مخفيانه انجام دهند مع ذلك در علانيه و انظار مردم مرتكب ميشوند ) و ديدى مؤمن را كه تواناى بر انكار و نهى ( از عمل اهل معصيت ) نيست مگر بدلش ( يعنى اظهار نهى از منكر نميتواند بنمايد ) و ديدى مال بسيار در راه خشم خداى عز و جل صرف مىشود ( مثل اينكه مراكز فساد تأسيس كنند ) و ديدى كه واليان و فرمانروايان خود را بكفار نزديك گردانند و از اهل خير و ديانت خود را دور ميسازند ؛ و ديدى كه فرمانروايان در احكام ( صادره ) خود رشوه ميگيرند ، و ديدى عهده دار حكومت اشخاصى بشوند كه بيشتر پول بدهند ؛ و ديدى كه قسمهاى دروغ بخداى با عزت و جلال بسيار گردد ؛ و ديدى كه قمار ظاهر و آشكارا شود ؛ و ديدى كه شراب علنى و آشكارا فروخته مىشود و مانعى براى آن در ميان نيست ؛ و ديدى كه زنان خويشتن را