تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
و من لم يأس على الماضى و لم يفرح بالآتي فقد أخذ الزّهد بطرفيه .

[ الحديث 434 استحباب التّسليم و المصافحة عند الملاقات ]

في الوسائل : ( كتاب الحجّ ) باب « استحباب التّسليم و المصافحة عند الملاقات » عن جابر ، عن أبي جعفر عليه السّلام قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : إذا لقيتم فتلاقوا بالسّلام و التّصافح ، و إذا تفرّقتم فتفرّقوا بالإستغفار .

[ الحديث 435 احتجاجات الصّادق صلوات اللّه عليه على الزّنادقة و المخالفين ]

في المجلّد الرابع من البحار : ( كتاب الإحتجاج ) باب « احتجاجات الصّادق صلوات اللّه عليه على الزّنادقة و المخالفين » ( أمالي الطّوسي ) عن حفص بن غياث ، قال : كنت عند سيّد الجعافرة جعفر بن محمّد عليهما السّلام ، لمّا أقدمه المنصور فأتاه ابن أبي العوجاء و كان ملحدا ، فقال له : ما تقول في هذه الآية :
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها
هب هذه الجلود عصت فعذّبت ، فما بال الغير
هامش
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْتا محزون و غصه‌دار نشويد بر آنچه از دست شما رفته و به آن دست نيافتيد و خوشى ننمائيد بواسطهء آنچه كه به آن رسيديد و براى شما فراهم شد ، پس كسى كه اندوهناك و محزون نشود بر چيزى كه گذشته ( يعنى به او نرسيده است ) و مسرور نگردد به آنچه كه بر آن دست يافته و بهر وى فراهم شده ، پس زهد را به دو طرف و تماميش گرفته ( يعنى موفق و نائل بزهد گرديده بواسطهء بىرغبتى به دنيا و عدم توجه به آن ، نه به آنچه از دست داده و يا به آن نرسيده غمناك ميگردد ، و نه به آنچه رسيده خوشحال است ) . ( 1 ) 434 - در وسائل : ( كتاب حج ) باب « استحباب سلام نمودن و مصافحه كردن هنگام ملاقات » از جابر از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : هنگامى كه يك ديگر را ملاقات كرديد پس ملاقات شما بسلام كردن بر هم و مصافحه نمودن با يك ديگر باشد ، و چون از هم جدا شديد پس جدا شويد بطلب آمرزش ( از خداوند براى يك ديگر ) . ( 2 ) 435 - در جلد چهارم بحار : ( كتاب احتجاج ) باب « احتجاجات حضرت صادق صلوات اللَّه عليه بر زنادقه ( يعنى كسى كه معتقد به دو مبدء و دو صانع يعنى نور و ظلمت يا يزدان و اهرمن كه آن دو را فاعل خير و شر ميدانند باشد ) و مخالفين ( يعنى مخالفين با مذهب شيعهء اثنا عشريه ) است » ( از كتاب امالى طوسى ) از حفص بن غياث روايت شده كه گفت : نزد بزرگ جعفر نامها حضرت صادق عليه السّلام بودم هنگامى كه آورده بود آن حضرت را منصور ( خليفهء عباسى ببغداد ) پس ابن ابى العوجاء نزد حضرت آمد و او مرد مشركى بود پس به آن جناب عرضكرد : چه ميفرمائى در اين آيه :كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 217 | ميرزا أحمد الآشتياني