تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
لا تغتابوا المسلمين و لا تتبّعوا عوراتهم ، فإنّه من تتبّع عورة أخيه تتبّع اللّه عورته ، و من تتبّع اللّه عورته يفضحه في جوف بيته .

[ الحديث 337 الساكت شريك المغتاب ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : الساكت شريك المغتاب .

[ الحديث 338 المستمع أحد المغتابين ]

و فيه أيضا : في ذلك الباب ، و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : المستمع أحد المغتابين .

[ الحديث 339 استحباب وضع الجريدة كيف ما أمكن و لو في القبر أو عليه ]

في الوسائل : ( كتاب الطّهارة ) باب « استحباب وضع الجريدة كيف ما أمكن و لو في القبر أو عليه » محمّد بن عليّ بن الحسين ، قال : مرّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم على قبر يعذّب صاحبه ، فدعا بجريدة فشقّها نصفين فجعل واحدة عند رأسه و الاخرى عند رجليه ، و إنّه قيل له : لم وضعتهما ؟ فقال : إنّه يخفّف عنه العذاب
هامش
چيزهائى كه راضى نيستند بر آنها آگاهى پيدا كنيد پىجوئى ننمائيد ، زيرا كسى كه در مقام پىجوئى امور پنهانى برادر مؤمن خود باشد ، خداوند امور نهانى او را آشكارا فرمايد ، و كسى كه خداوند نهانىهاى او را آشكار فرمايد او را رسوا گرداند گر چه در درون خانه‌اش باشد ( مقصود اينست كه اگر در درون خانه خود عملى كند كه راضى بافشاء آن نباشد خداوند آن را آشكار فرمايد و او را رسوا گرداند ) .چون خدا خواهد كه پرده كس درد * ميلش اندر طعنه پاكان برد ور خدا خواهد كه پوشد پرده كس * كم زند در عيب معيوبان نفس( 1 ) 337 - و نيز در همان كتاب و باب است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : كسى كه در حال غيبت نمودن ديگرى سكوت اختيار نمايد ( و جلوگيرى از عمل وى نكند ) با غيبت‌كننده شريك در گناهست . ( 2 ) 338 - و نيز در همان كتاب و باب است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : گوش فرا دهندهء بغيبت يكى از غيبت‌كنندگانست ( يعنى در حكم غيبت‌كننده است ) . ( 3 ) 339 - در وسائل : ( كتاب طهارت ) باب « استحباب گذاردن جريده ( يعنى شاخهء تازه ) هرطور كه ممكن باشد گر چه در قبر يا بر قبر باشد » از محمد بن على بن الحسين روايت شده كه گفت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر قبرى كه صاحب آن را شكنجه و عذاب مينمودند عبور فرمود ، پس جريده‌اى ( يعنى شاخهء تازه‌اى ) طلب فرمود و از ميان دو نيم كرد ، نيمى از آن را طرف سر ( ميت ) و نيم ديگر را طرف پاهاى او قرار دادند ، به حضرت عرض شد : چرا