شب يا آنچه خدا بخواهد سپرى شود بر مىخيزند و از روى بيم و اميد به ثوابهاى الهى دست التجا و نياز به سوى او دراز مىكنند . خداوند آنان را در كتاب خود براى پيامبرش ذكر كرده و او را از آنچه به آنان مىبخشد و در جوار خود جايشان مىدهد و در بهشت خود واردشان مىكند و آنان را از بيم و هراس ايمنى مىدهد آگاه كرده است . » عرض كردم : قربانت شوم ، اگر من در آخر شب به پاخيزم چه بگويم ؟ فرمود : « بگو ، الحمد للّه ربّ العالمين و آله المرسلين ، الحمد للّه الّذى يحيى الموتى و يبعث من في القبور ، چه هر گاه اين را بخوانى ان شاء اللّه پليديها و وسوسههاى شيطان از تو دور خواهد شد » « 133 » و نيز در الفقيه از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت است كه فرمود : « من دشمن مىدارم كسى را كه نزد من بيايد و از عملكرد پيامبر خدا ( ص ) از من بپرسد و سپس بگويد : بيشتر ، گويا تصور مىكند پيامبر خدا ( ص ) در چيزى كوتاهى كرده است » . « 134 » غزّالى مىگويد : اگر بگويى شايستهترين اين وردها كدام است تا بيشتر اوقات در آن صرف شود ؟ پاسخ اين است كه تلاوت قرآن در حال نماز با تدبّر و ايستاده جامع همهء اينهاست ، ليكن بسا كه مواظبت بر آن دشوار باشد ، از اين رو افضل ، اختلاف آن بر حسب حالات شخص است ، چه مقصود از اين اوراد پيراستن و پاكيزه كردن دل و آراستن آن به ذكر خداوند متعال و انس دادن آن با اوست . پس مريد بايد به دلش بنگرد تا هر چه تأثيرش در آن قويتر است بر همان مواظبت كند و هر زمان از آن احساس ملالت كند آن را تغيير داده به ورد ديگرى مشغول شود . از اين رو براى اكثر مردم بهتر آن است كه مطابق آنچه گفته شد اين اوراد مختلف را بر اوقات تقسيم كنند و از نوعى به نوع ديگر مشغول شوند ، چه كسالت و ملال بر طبع غلبه دارد و حالات شخص نيز مختلف است ليكن هر گاه معانى اين اوراد و راز آنها را بداند بايد معانى را متابعت كند في المثل اگر تسبيحى را بشنود و احساس كند در دل او موقعيت و اهميّت دارد آن را تا زمانى كه
هامش
( 133 ) همان ماخذ ، ص 127 ، شماره 6
( 134 ) پيش از اين بيان شده است .