اخلاقى او را مكرّر شنيده بىآن كه جهات اين محاسن را دانسته باشد مقايسه شود ؛ و قطعى است كه محبّت او هرگز مانند محبّت كسى كه محبوب خود را ديده و صفات او را شناخته است نخواهد بود چه « شنيدن كى بود مانند ديدن . » عابدانى كه با زبان و دل بر ذكر خداوند مواظبت دارند آنچه را پيامبران ( ع ) از سوى خداوند آوردهاند با ايمان تقليدى تصديق مىكنند و از صفات بارى تعالى جز چيزهاى مجملى كه ديگران براى آنها تعريف و تصديق كردهاند چيزى در اعتقاد ندارند ، و عارفان كسانى هستند كه جمال و جلال حقّ را با چشم بصيرت باطن كه قويتر از چشم ظاهر است مشاهده كردهاند ، جز اين كه احدى نمىتواند بر كنه جلال و جمال او احاطه يابد ، و اين در قدرت هيچ آفريدهاى نيست بلكه هر كسى به اندازهاى كه حجاب از پيش او برداشته مىشود جمال حقّ را مشاهده مىكند ، و براى جمال حضرت ربوبى و حجابهاى آن نهايتى نيست . شمار حجابهايى كه سزاوار است حجب نور ناميده شود ، و كسى كه به آن و اصل شود گمان مىكند وصول او به مبدء كامل شده هفتاد حجاب است . پيامبر خدا ( ص ) فرموده است :
« همانا براى خداوند هفتاد حجاب از نور است اگر آنها را بردارد انوار جلال و عظمت الهى هر بينندهاى را مىسوزاند . » « 35 » آن حجابها نيز داراى مراتبى است و اين انوار مانند تفاوت نور خورشيد و ماه و ستارگان متفاوتند ، در آغاز كمترين آنها و سپس آنچه به آن نزديكتر است ظاهر مىشود . برخى از صوفيان آنچه را بر ابراهيم ( ع ) در طىّ درجات ترقّى او به عاليترين مرتبه توحيد آشكار شد بر همين امر تأويل كرده و گفتهاند : فلمّا جنّ عليه اللّيل ؛ يعنى هنگامى كه امر بر او تيره شد ، رأى كوكبا ؛ يعنى ، به يكى از حجابهاى نور رسيد ، و خداوند از آن به كوكب ( ستاره ) تعبير كرده و منظورش اين اجسام نورانى نيست ، زيرا براى هر نادانى روشن است كه اجسام لايق ربوبيّت نيستند و اين را در اوّلين نظر درك مىكنند . بنابر اين چيزى كه مايه گمراهى عوام نيست نمىتواند موجب گمراهى ابراهيم خليل ( ع ) باشد . اين كه حجابها انوار ناميده شدهاند مراد نور محسوس به
هامش
( 35 ) اين خبر در جلد اوّل ، ص 271 : نقل شده است .