تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
مىگرداند و در چهار طرف خود نوحه سر مىدهد . مراد از بلند كردن انگشتان و نهادن آنها در تبتّل اين است كه با توجّه به آن كه معناى اين واژه انقطاع است براى تحقّق آمال و آرزوهاى خود به زبان حال بگويد : من از غير تو بريده‌ام و تنها به سوى تو رو آورده‌ام كه تو شايسته الوهيّت و معبوديّتى و فقط با يك انگشت خود اشاره مىكند تا به وحدانيّت خداوند اعتراف كرده باشد . اين كه در ابتهال رو به قبله باشد و دو دستش را مقابل صورتش قرار دهد ، و يا دستها و بازوهايش را به سوى آسمان بلند كند ، يا دستهايش را به قدرى بالا برد كه از سرش بگذرد بر حسب روايات اين نوعى از انواع عبوديّت و اظهار حقارت و ذلّت و كوچكى است ، مانند غريقى كه دستها و بازوهاى لخت خود را بلند مىكند و به ذيل رحمت و دامن رأفت او متوسّل مىشود ، رحمتى كه مايه نجات هلاك شوندگان و فريادرس بيچارگان و وسيلهء گشايش براى جهانيان است ، و اين مقامى بزرگ است و بنده بدين مقام نمىرسد ، مگر آن كه اشكش ريزان شود و آه و ناله‌اش درهم پيچد ، و همچون بندهء زبون و خوارى باشد كه از آمال و آرزوهايش منصرف ، و از سؤال و درخواست از ديگران روگردان بوده و پيوسته در خدمت پروردگار بزرگ خود باشد . اين كه براى اظهار خضوع و فروتنى دو دستش را بر شانه‌هايش بگذارد براى اين است كه خود را مانند بنده جنايتكارى بداند كه به سوى مولايش برده مىشود ، در حالى كه هوسهايش او را به بند كشيده و بار گناه پاهايش را در كنده و زنجير كرده و آهسته به زبان حال مىگويد : اين دستهاى من است كه بر اثر ستمى كه به خود كرده‌ام و جرأتى كه عليه تو روا داشته‌ام در پيشگاه تو آنها را در غل و زنجير كرده‌ام .

4 - آواز خود را نه چندان بلند و نه چندان آهسته كند .

( 1 ) چه روايت شده است كه مردم هنگامى كه به همراه پيامبر خدا ( ص ) حركت مىكردند چون به نزديكى مدينه رسيدند صدا را به تكبير بلند كردند . پيامبر ( ص ) فرمود : « اى مردم كسى را كه مىخوانيد كر و يا غايب نيست او ميان شما و گردن مركبهاى شماست . » « 48 »
هامش
( 48 ) سنن ابو داوود ، ج 1 ، ص 350 ؛ ترمذى ، ج 13 ، ص 14 ؛ صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 73 .
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 401 | الفيض الكاشاني