6 - تدريج در بيان مانند قول خداوند متعال :
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ
« 51 » . از اين بيان معلوم نمىشود كه نزول قرآن در شب بوده است يا روز ، و از آيه :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ
« 52 » معلوم مىشود كه در شب بوده ليكن روشن نيست كه در كدام شب بوده است و آيه :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
« 53 » . اين شب را معلوم مىكند ، و بسا گمان رود كه در ظاهر اين آيات اختلاف است .
در اين آيات و امثال آنها نمىتوان از نقل و سماع بىنياز بود ، و قرآن از آغاز تا پايان از اين نوع كلام خالى نيست ، زيرا قرآن به زبان عرب نازل شده و مشتمل بر اصناف كلام آنها اعمّ از ايجاز ، تطويل ، اضمار ، حذف ، ابدال و تقديم و تأخير است تا براى آنان قانع كننده و معجزه باشد .
بنابر اين هر كس به ظاهر عربى قرآن اكتفا و به تفسير آن مبادرت كند ، بىآن كه در اين امور از نقل و سماع مدد گيرد در شمار كسانى است كه قرآن را به رأى تفسير كردهاند ، مانند اين كه از آيهاى معنايى را كه مشهورتر است بفهمد و طبع و رأيش بدان مايل شود ، سپس هر گاه در جاى ديگر آن را بشنود طبع او از آن منصرف گردد و به معناى مشهور بگرود ، و نسبت به معانى متعدّد آن به بررسى آنچه در اين باره نقل شده نپردازد . اين از امورى است كه احتمالا از آن نهى شده است ، ليكن از تلاش براى پى بردن به اسرار معانى قرآن چنان كه پيش از اين بيان شده منعى به عمل نيامده است ، و هر گاه انسان آنچه را در بارهء اين گونه آيات گفته شده است فرا گيرد ظاهر تفسير را دانسته است ، امّا اينها ترجمهء الفاظ است و براى فهم حقايق قرآن كافى نيست .
تفاوت ميان حقايق معانى قرآن و ظاهر تفسير آن را با مثالى مىتوان دانست ؛ و آن اين كه خداوند فرموده است :
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 54 » ، ظاهر تفسير اين
هامش
( 51 ) بقره / 185 : ماه رمضان است كه قرآن در آن نازل شده است .
( 52 ) دخان / 3 : ما آن را در شبى پربركت نازل كرديم .
( 53 ) قدر : ما آن ( قرآن ) را در شب قدر نازل كرديم .
( 54 ) انفال / 17 : و اين تو نبودى كه ( خاك و ريگ به صورت آنها ) پاشيدى بلكه خدا پاشيد .