. « 35 » 5 - مبهم و آن كلمه يا حرفى است كه ميان چند معنا مشترك باشد ، امّا كلمه مانند واژه شىء ، قرين ، امّت و روح و نظاير آنها ، خداوند متعال فرموده است :
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ
« 36 » در اين جا مراد از شيء نفقه است كه خداوند روزى او كرده است . و نيز :
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ
؛ « 37 » يعنى امر به عدل و استقامت ، و نيز :
فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ
« 38 » ؛ مراد پرسيدن از صفات ربوبى است و اينها علومى است كه پرسش از آنها روا نيست تا آنگاه كه داناى به آنها در زمانى كه شايسته است از آنها سخن گويد . و نيز :
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ
« 39 » ؛ يعنى : بدون آفرينندهاى ، زيرا بسا ممكن است كسى توهّم كند كه چيزى آفريده نمىشود مگر از چيز ديگر .
امّا قرين ، خداوند فرموده است :
وَ قالَ قَرِينُهُ هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ
« 40 » ، مراد از قرين فرشتهاى است كه بر انسان گمارده شده است . و نيز
قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ
« 41 » در اينجا مقصود از قرين شيطان است .
امّا امّت در هشت معنا به كار رفته است :
1 - جماعت ، مانند قول خداوند متعال ،
وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ
« 42 » .
2 - پيروان پيامبران ( ع ) مانند : نحن من امّة محمّد ( ص ) .
هامش
( 35 ) ممتحنه / 4 : . . . تا به خداى يگانه ايمان بياوريد جز آن سخن ابراهيم كه به پدرش ( عمويش آرز ) وعده داد .
( 36 ) نحل / 75 و 76 : خداوند مثالى زده : بنده مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست . و خداوند مثالى ( ديگر ) زده است : دو نفر را كه يكى از آن دو گنگ مادرزاد است و قادر بر هيچ كارى نيست .
( 37 ) نحل / 75 و 76 : خداوند مثالى زده : بنده مملوكى را كه قادر بر هيچ چيز نيست . و خداوند مثالى ( ديگر ) زده است : دو نفر را كه يكى از آن دو گنگ مادرزاد است و قادر بر هيچ كارى نيست .
( 38 ) كهف / 70 : ( خضر ) گفت : پس اگر مىخواهى به دنبال من بيايى از هيچ چيز سؤال مكن تا خودم ( بموقع ) آن را برايت بازگو كنم .
( 39 ) طور / 35 : آيا آنها بدون سبب آفريده شدهاند ؟
( 40 ) ق / 23 : فرشته همنشين او مىگويد : اين نامه اعمال اوست كه نزد من حاضر و آماده است .
( 41 ) ق / 27 : و همنشين او از شياطين مىگويد : پروردگارا من او را به طغيان وا نداشتم .
( 42 ) قصص / 23 : گروهى از مردم را در آن جا ديد كه چهارپايان خود را سيرآب مىكنند .