زمرهء كسانى است كه قرآن را به رأى خود تفسير مىكنند ؛ زيرا در تفسير ظاهر قرآن براى پرهيز از غلط و اشتباه چارهاى از مراجعه به نقل و سماع نيست و پس از اين است كه فهم و استنباط وسعت و توان پيدا مىكند ؛ همچنين غرايبى كه جز به نقل و روايت فهميده نمىشود در قرآن فراوان است و ما به برخى از آنها اشاره خواهيم كرد تا نظاير آنها دانسته شود ، و بايد دانست كه نبايد در حفظ تفسير ظاهر سستى كرد و آن را ناچيز شمرد .
چه پيش از دانستن ظاهر قرآن نمىتوان به رسيدن به باطن آن اميدوار بود و كسى كه تفسير ظاهر قرآن را نداند و مدعى فهم اسرار قرآن شود مانند كسى است كه هنوز از در خانه وارد نشده ادّعا كند كه به صدر خانه رسيده است ؛ يا مدّعى شود كه مقاصد تركان را از گفتارشان مىفهمد در حالى كه زبان تركى را نمىداند ، چه ظاهر تفسير به منزله تعليم زبانى است كه براى فهميدن قرآن ناگزير از دانستن آنيم . آنچه در آن از نقل و روايت گزيرى نيست اقسام بسيارى دارد كه در زير بيان مىشود :
1 - ايجاز از طريق حذف و اضمار مانند قول خداوند متعال :
وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها
؛ « 16 » معنايش اين است كه ناقه نشانه روشنگرى بود و آنان با كشتن آن به خودشان ستم كردند . كسى كه تنها به ظاهر عبارت بنگرد گمان مىكند منظور اين است كه ناقه بينا بوده و كور نبود و نمىداند به چه سبب آنها ظلم كردند و آيا به خودشان ظلم كردند يا به ديگرى . و نيز در آن جا كه فرموده است :
وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ
« 17 » ، كه منظور حبّ عجل است و حبّ حذف شده است . و نيز فرموده است :
إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ
« 18 » ، يعنى دو برابر عذاب زندهها و دو برابر عذاب مردهها كه واژه عذاب حذف شده و به جاى أحياء ( زندهها ) و موتى ( مردهها ) حيات و ممات ذكر شده است ، و همهء اينها در لغت فصيح جايز است .
هامش
( 16 ) اسراء / 59 : ما به ( قوم ) ثمود ناقه داديم كه ( معجزهاى ) روشنگر بود امّا آنها بر آن ستم كردند .
( 17 ) بقره / 93 : . . . و محبّت گوساله به سبب كفرشان به دلهاى آنها نوشانيده شد .
( 18 ) اسراء / 78 : و اگر چنين مىكردى ما دو برابر مجازات را در حيات دنيا و دو برابر مجازات را پس از مرگ به تو مىچشانيديم .