درك كند ، و لطف و اختصاص او را نسبت به آنها با بذل كرامات و اشارات بديع بداند در اين صورت جامى از اين شربت خوشگوار نوشيده است و ديگر هيچ حالتى را بر اين حالت اختيار نمىكند ، و هيچ وقتى را بر اين وقت رجحان نمىدهد بلكه تلاوت قرآن را بر هر طاعت و عبادت ترجيح مىدهد ، زيرا خواندن قرآن بىهيچ واسطهاى راز و نياز با خداوند است . اينك بنگر كه كتاب پروردگار خويش و منشور ولايت او را بر خود چگونه تلاوت مىكنى ، و اوامر و نواهى او را چگونه پاسخ مىدهى . و حدود و احكام او را چگونه ، امتثال مىكنى ، چه آن كتابى عزيز است كه باطل از هيچ سو بدان راه ندارد . و تنزيلى از سوى خداوند حكيم و حميد مىباشد . پس آن را شمرده و هموار بخوان ، در برابر آيات وعد و وعيد آن توقّف ، و در امثال و مواعظ آن تفكّر كن و بپرهيز از اين كه قرآن خواندنت مايهء ضايع شدن حدود و احكام قرآن شود . » « 1 »
باب چهارم در فهم قرآن و تفسير آن به رأى بىاستناد به نقل
( 1 ) شايد گفته شود كه من ضمن آنچه پيش از اين گفتهام در فهم اسرار قرآن و آنچه از معانى آن بر صاحبان دلهاى پاك كشف مىشود مبالغه كرده و امر را بزرگ و دشوار شمردهام ، ليكن اين سخن چگونه روا باشد در حالى كه پيامبر خدا ( ص ) فرموده است :
كسى كه قرآن را به رأى خويش تفسير كند جايگاهش دوزخ است . » « 2 » به همين سبب اهل علم از مفسّران ظاهرى ، متصوّفه را نكوهش كرده و به خاطر اين كه آنها در تأويل كلمات قرآن بر خلاف آنچه از ابن عبّاس و ديگر مفسّران روايت شده است تصرّف كردهاند ، گفتهاند : اين عمل آنها كفر است . حال اگر آنچه اين مفسّران گفتهاند درست باشد فهم قرآن جز حفظ تفسير آن معنايى ندارد و اگر درست نيست حديث پيامبر ( ص )
هامش
( 1 ) مصباح الشريعة ، باب چهاردهم .
( 2 ) ترمذى ، ج 11 ، ص 67 ، از الفاظ مختلف از ابن عبّاس ؛ الغنية صدوق در حديثى طولانى از پيامبر ( ص ) با الفاظ ديگرى .