هر كلمهاى را علمى است ، و اين تعداد چهار برابر مىشود زيرا هر يك را ظاهر و باطن و حدّ و مطلعى است . اين كه پيامبر خدا ( ص ) بسم اللّه الرّحمان الرّحيم را بيست بار تكرار فرمود « 5 » به خاطر تدبّر در باطن معانى آن بوده و گرنه تفسير آن روشن است و چنين آيهاى احتياج به تكرار ندارد . ابن مسعود گفته است : كسى كه علم اوّلين و آخرين را خواهان است قرآن را بررسى و در آن غور كند ، و اين گونه علم تنها با تفسير ظاهرى قرآن حاصل نمىشود .
كوتاه سخن اين كه همهء علوم مندرج در افعال و صفات خداوند است و افعال و صفات او در قرآن شرح داده شده در حالى كه اين علوم را نهايتى نيست . و در قرآن به صورت كلّى به آنها اشاره شده و تفصيل آنها به مراتب تعمّق در فهم قرآن مربوط است .
و مجرّد ظاهر تفسير هيچ گونه اشارهاى به آنها ندارد ، بلكه نسبت به همهء مسائلى كه حلّ آنها براى انديشمندان مشكل است و نظريّات و معقولاتى كه مردم در آنها اختلاف دارند در قرآن راجع به آنها رموز و دلالاتى است كه درك آنها به اهل فهم اختصاص دارد و ممكن نيست تفسير ظاهرى قرآن عهدهدار اين مقصود باشد . از اين رو پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « قرآن را بخوانيد و عجايب آن را بخواهيد . » « 6 » على ( ع ) از پيامبر ( ص ) روايت كرده « 7 » كه فرموده است : « سوگند به آن كه مرا بحقّ برانگيخت ، امّت من از اصل دين و جماعت خود به هفتاد و دو فرقه منقسم مىشود كه همهء آنها گمراه و گمراه كنندهاند و به دوزخ دعوت مىكنند هنگامى كه اوضاع چنين شود بر شماست كه به كتاب خدا چنگ زنيد ، چه خبر آنچه پيش از شما بوده و پس از شما خواهد بود و حكم آنچه ميان شما واقع مىشود همگى در آن است . هر كس از جبّاران با آن مخالفت كند خداوند پشت او را مىشكند ؛ و هر كس علم را در غير آن طلب كند خداوند او را گمراه مىسازد . آن ريسمان استوار الهى و نور پرفروغ و شفاى سودبخش
هامش
( 5 ) عراقى گفته است : ابو ذر هروى آن را در معجم خود با سندى ضعيف از ابى هريره روايت كرده است .
( 6 ) ابن ابى شيبه ، بيهقى از ابى هريره ، مستدرك حاكم ، الجامع الصغير باب الف .
( 7 ) مجمع البيان فنّ ششم از حارث اعور از على ( ع ) از پيامبر خدا ( ص ) ؛ ترمذى ؛ ج 11 ؛ ص 30 .