كند و به خودش و خواندنش بنگرد و به اين كه مورد انعام قرار گرفته و نعمت حقّ شامل حال او شده است توجّه نكند بلكه همهء فكرش متوجّه متكلّم بوده و منحصر بر او باشد ، چنان كه گويى در مشاهده متكلّم مستغرق شده و از هر چه غير اوست بريده است . اين درجه از آن مقرّبان و آنچه پيش از اين گفته شد خاصّ اصحاب يمين و آنچه بيرون از اينهاست درجات غافلان است . جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) به بالاترين اين درجات اشاره كرده و فرموده است : « به پروردگار سوگند كه خداوند در كلام خود بر خلايق تجلّى فرموده ليكن آنان نمىبينند . » « 55 » و نيز از حالتى كه در نماز به آن حضرت دست داد و بيهوش بر زمين افتاد پس از به هوش آمدن پرسيدند فرمود : همواره آيه را در دل و در گوش خود تكرار مىكردم تا آن را از گويندهء آن شنيدم ، در اين هنگام تنم نتوانست در مشاهده قدرت او پايدار بماند . » در امثال اين درجات حلاوت انس با خدا و لذّت مناجات با او بسيار عظيم است . يكى از حكيمان گفته است : قرآن را مىخواندم و از آن لذّتى نمىيافتم تا گاهى كه آن را چنان خواندم كه گويى آن را از پيامبر خدا ( ص ) مىشنوم كه بر اصحابش مىخواند ، سپس از اين مقام ترقّى يافتم و آن را چنان مىخواندم كه گويى آن را از جبرئيل ( ع ) مىشنوم كه پيامبر خدا ( ص ) آن را القاء مىكند . پس از آن در مقامى بالاتر خداوند تجلّى فرمود چنان كه من اكنون آن را از متكلّم مىشنوم و در اين حال لذّت و نعمتى را درك مىكنم كه بى آن صبر نتوانم كرد .
حذيفه گفته است : اگر دلها پاك باشند هرگز از خواندن قرآن سير نمىشوند ؛ چه دلها به سبب طهارت به مرحلهاى مىرسند كه متكلّم را در كلام او مشاهده مىكنند . از اين رو ثابت بنّانى گفته است : در خواندن قرآن بيست سال رنج كشيدم . و اكنون بيست سال است كه از تلاوت آن لذّت مىبرم . و چون بنده در قرائت كلام الهى تنها متكلّم را مشاهده كند فرمان الهى را امتثال كرده در آن جا كه فرموده است :
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ
« 56 » ؛ و
هامش
( 55 ) اسرار الصلاة شهيد دوّم ، ص 204 .
( 56 ) ذاريات / 50 : پس به سوى خدا بگريزيد .