حالت است كه مگر خداوند بر بندهاش منّت نهد و چنين حالتى را در عقب هر آيه نصيب او گرداند ؛ امّا مجرّد جنبش زبان فايدهاش اندك است ، بلكه كسى كه قرآن را به زبان مىخواند و در عمل دستورهاى آن را به كار نمىبندد سزاوار آن است كه مشمول قول خداوند متعال باشد كه فرموده است :
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى
« 53 » ؛ و نيز :
كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى
« 54 » ؛ يعنى آيات مرا ترك كردى و در آنها نينديشيدى و از آنها باك نداشتى ، چه كسى كه در كارى كوتاهى كند گويند فراموش كرده است . اداى حقّ تلاوت قرآن به اين است كه زبان و عقل و دل در خواندن شريك باشند ، وظيفهء زبان ادا كردن حروف است بطور صحيح با ترتيل ، وظيفهء عقل تفسير معانى و وظيفهء دل پند گرفتن و اثر پذيرفتن از طريق اجراى اوامر و نواهى الهى است . بنابر اين زبان پند دهنده و عقل تفسير كننده و دل پندپذيرنده است .
9 - ترقّى ؛
( 1 ) مقصود از آن اين است كه نفس به مرحلهاى برسد كه كلام خدا را از خدا بشنود نه از خودش ، و قرائت را سه درجه است :
اوّل - كه پستترين درجه است اين كه انسان فرض كند قرآن را در پيش روى خداوند مىخواند و نزد او ايستاده است و خداوند به او نظر مىكند و از وى قرآن را مىشنود ، در اين صورت حالت سؤال و تملّق و زارى و لابه خواهد داشت .
دوّم - اين كه با چشم دل چنان مشاهده كند كه گويا پروردگار با الطاف خود او را مخاطب قرار مىدهد و با كرم و احسان خود با او راز مىگويد . او در اين مقام حالت شرم و تعظيم و شنيدن و فهميدن را دارد .
سوّم - آن كه در كلام متكلّم را ببيند ، و در كلمات صفات بارى تعالى را مشاهده
هامش
( 53 ) طه / 124 : و هر كس از ياد من روى گرداند زندگى سختى خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا محشور مىكنيم .
( 54 ) طه / 126 : براى اين كه آيات من به تو رسيد و آنها را فراموش كردى تو نيز امروز فراموش مىشوى .