قرائت تفكّر است و ترتيل به اين امر كمك مىكند . بدين سبب امّ سلمه قرائت پيامبر ( ص ) را قرائتى كه حرف به حرف تفسير كننده بوده توصيف كرده است . « 19 » ابن عبّاس گفته است : اگر سورههاى بقره و آل عمران را با ترتيل بخوانم و در آنها تدبّر كنم نزد من محبوبتر است از اين كه همهء قرآن را با شتاب تلاوت كنم .
مىگويم : پيش از اين در اين باره حديثى از اهل بيت ( ع ) نقل شده است . در كافى از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت شده كه فرموده است : « قرآن را با اعراب بخوانيد ، زيرا قرآن عربى است . » « 20 » در قرآن مجيد آمده است :
وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا
؛ و ترتيل عبارت از حفظ وقوف و بيان حروف است چنان كه از امير مؤمنان ( ع ) روايت شده است . حفظ وقوف را به وقف تامّ و حسن ، و بيان حروف را به اداى تمامى صفات معتبر در آنها تفسير كردهاند اعمّ از جهر ، همس ، اطباق ، استعلاء و جز اينها . « 21 » در روايت ديگرى است كه آن حضرت در معناى ترتيل فرموده است : « آن را خوب ادا كن ، و آن را مانند شعر با شتاب مخوان و همچون ريگ آن را پراكنده مساز ، ليكن دلهاى سخت خود را به وسيله آن ( از خداوند ) بيمناك سازيد و همّت شما اين نباشد كه سوره را زود به آخر برسانيد . » « 22 » و نيز در معناى ترتيل گفتهاند ، يعنى : آن را با آرامى و تدبّر بخوان ، و نيز گفته شده ترتيل اين است كه اگر شنونده بخواهد حروف كلمات را بشمارد بتواند ، چنان كه در بارهء
هامش
( 19 ) سنن ابى داوود ، ج 1 ، ص 338 ، سنن ترمذى ، ج 11 ، ص 43 ابواب فضائل القرآن و ص 48 ابواب القراءات ؛ مجمع البيان ، ج 10 ، ص 378 .
( 20 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 615 .
( 21 ) جهر به معناى بلند كردن صداست و همس ضدّ آن است ؛ اطباق به معناى پوشاندن است زيرا هنگام تلفّظ حروف اطباق كه ص و ض و طاء و ظاء است زبان همچون طبقى كام بالا را مىپوشاند ؛ استعلاء به معناى طلب بلندى است زيرا هنگام تلفظ حروف استعلاء كه ق ، ظ ، خ ، ص ، ض ، غ ، و طاء است زبان به بالا ميل مىكند - م .
( 22 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 614 .