3 - تقسيم قرآن به اجزاء
( 1 ) كسى كه قرآن را در هفته يك بار ختم كند آن را به هفت جزء منقسم سازد ، زيرا صحابه قرآن را به اجزاى مختلف تقسيم مىكردهاند ، روايت شده است برخى از آنها در شب جمعه سوره بقره را آغاز مىكردند و تا مائده ادامه مىدادند ؛ در شب شنبه سوره انعام را تا هود ، در شب يكشنبه سوره يوسف را تا مريم ، در شب دوشنبه سوره طه را تا قصص ، در شب سهشنبه سوره عنكبوت را تا ص ، در شب چهارشنبه سوره تنزيل تا الرّحمان تلاوت و در شب پنجشنبه قرآن را ختم مىكردند .
ابن مسعود قرآن را بر غير ترتيبى كه ذكر شد به هفت جزء تقسيم مىكرد . گفته شده قرآن هفت جزء است : جزء اوّل مشتمل بر سه سوره ، جزء دوّم پنج سوره ، جزء سوّم هفت سوره ، جزء چهارم نه سوره ، جزء پنجم يازده سوره ، جزء ششم سيزده سوره ، جزء هفتم سورههاى مفصّل ( كوچك ) از سوره ق تا آخر قرآن ، صحابه به همين گونه قرآن را تقسيمبندى و قرائت مىكردند . در اين باره حديثى از پيامبر خدا ( ص ) نقل شده و اين امر پيش از تقسيم قرآن به پنج و ده و سى جزء بوده است . هر گونه تقسيمبندى قرآن جزء بدين صورت بدعت است .
4 - نوشتن قرآن
( 2 ) مستحبّ است نويسندگان قرآن را نيكو و خوانا بنويسند ، و در نقطه و علامتگذارى با رنگ سرخ و جز آن اشكالى نيست ؛ زيرا مقصود از آن آراستن و واضح كردن كلمات و جلوگيرى از غلط خواندن و خطاى قاريان است . بعضى از پيشينيان قرآن را به پنج و ده و سى جزء تقسيم مىكردند ، و برخى نقطهگذارى را به رنگ سرخ انجام مىدادند و گرفتن اجرت در برابر اين كار را زشت مىشمردند و مىگفتند :
قرآن را از اينها دور بداريد . گمان مىرود آنان از بيم آن كه اين اعمال منجر به بدعتها و