اهل دنياست ديدار خواهد كرد ، و اين دو جامه شبيه يكديگرند ، چه هيچ كدام آنها دوخته نيست .
8 - بيرون آمدن از وطن :
( 1 ) حجّگزار بايد بداند كه از عائله و وطن خود جدا شده و در سفرى كه شباهت به سفرهاى دنيا ندارد ، رو به سوى خدا آورده است . بايد به ياد آورد كه چه مىخواهد و متوجّه كجا و خواهان زيارت چه كسى است . بداند او رو به سوى ملك الملوك آورده و در زمرهء زائران او قرار گرفته است ؛ زائرانى كه حضرتش آنان را به سوى خود فراخوانده و آنها را اجابت كردند و ايشان را تشويق فرموده و مشتاق شدند ، و از آنها خواست برخيزند ، برخاستند و علايق را قطع كردند و از خلايق جدا شده رو به خانه او آوردند ، خانهاى كه خداوند امر آن را بزرگ شمرده و شأن آن را عظيم داشته و قدر آن را رفيع گردانيده است تا لقاى خانه در برابر فقدان لقاى پروردگار خانه تسلّى خاطر باشد ، و اين تا زمانى است كه به غايت مطلوب و نهايت مقصود خود برسند و سعادتنظر كردن به مولاى خود را بيابند . بايد در دل اميد به وصول و قبول داشته باشد امّا اين به سبب دلگرمى به اعمال و كوچ كردن از وطن و دورى از خانواده و مال نباشد بلكه ناشى از وثوق او به فضل الهى و اميد به تحقّق وعدههايى باشد كه خداوند به زائران خانه خويش داده است ، و اميدوار باشد كه اگر به مقصد نرسد و مرگ او در راه فرا رسد خداوند را در زمرهء واردان و زائرانش ديدار كرده است ، زيرا فرموده است :
وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
« 31 »
9 - درآمدن به بيابان تا رسيدن به ميقات :
( 2 ) حجّگزار بايد با مشاهدهء دشواريها و پست و بلنديهاى اين راه ، وحشتها و بازخواستهاى از زمان مرگ و خروج از دنيا تا ميعادگاه قيامت را به ياد آورد ، و بيم از راهزنان او را به ياد سؤال نكير و منكر اندازد ، و ترس از درندگان براى او يادآور كژدمها و كرمها و مارها و افعيهاى گور باشد ، و با جدايى از خانواده و نزديكان وحشت قبر و سختى و تنهايى آن را به ياد آورد ، و بايد ترس او در
هامش
( 31 ) نساء / 100 : و كسى كه از خانهاش به سوى خدا و پيامبرش هجرت كند سپس مرگش فرا رسد پاداش او بر خداست .