غزّالى مىگويد : اينها بود مقاصد باطنى در روزه .
فصل : اشكال و پاسخ آن
( 1 ) اگر گفته شود كه جلو شهوت شكم و فرج را گرفته و مقاصد مذكور را ترك كرده و فقيهان روزهاش را صحيح مىدانند در اين صورت اين سخنان چه معنايى دارد ؟
پاسخ اين است كه فقهاى ظاهر شرايط ظاهر روزه را با ادلّهاى اثبات مىكنند كه از دلايلى كه ما در اثبات شرايط باطنى روزه ذكر كردهايم ضعيفتر است ، بويژه در مورد غيبت و امثال آن ؛ ليكن بر فقيهان ظاهر تكاليفى غير از آنچه ممكن است شامل همهء غفلت زدگان شيفتهء دنيا بشود متوجّه نيست . امّا علماى آخرت قصدشان از صحّت ، رسيدن عبادت به درجهء قبول است و منظور آنها از قبول وصول به مقصود است ، و مقصود از روزه را تخلّق به اخلاق بارى تعالى مىدانند كه عبارت از صمديّت است ، و در نگهداشتن خود از شهوات به اندازهء امكان به فرشتگان اقتدا مىكنند ، زيرا آنها از شهوات بدورند . بىشكّ مرتبه انسان از بهايم برتر است ، زيرا در پرتو نور عقل مىتواند شهوتش را بشكند ، ليكن درجهء او از فرشتگان فروتر مىباشد ؛ چه ، شهوات بر او چيره است و به مجاهدت با آنها دچار است . هر زمان در شهوات فرو رود به پايينترين درجات نزول پيدا مىكند و هم طويله ستوران مىشود ، و هر گاه شهوات را سركوب كند به بالاترين درجات ترقّى مىيابد و به افق فرشتگان مىپيوندد . فرشتگان مخلوقات مقرّب خداوندند و كسى كه به آنها اقتدا كند و به اخلاق آنها تأسّى جويد مانند آنها به خداوند تقرّب مىيابد ؛ چه ، شبيه قريب قريب است ، و تقرّب در اين جا عبارت از نزديكى به مكان نيست بلكه به صفات و اخلاق است . هر گاه سرّ روزه در نزد خردمندان و صاحبدلان اين باشد ديگر تأخير يك وعده غذاى روز و جبران آن با مصرف دو وعده در شب در حالى كه سراسر روز آلوده به شهوات ديگر باشد چه سودى خواهد داشت ، و اگر اين گونه روزهها سودمند است ديگر قول پيامبر خدا ( ص ) كه فرموده است : « چه بسيار