روز روزه مىگرفت و روز ديگر افطار مىكرد . پس از آن روزهاى دوشنبه و پنجشنبه را روزه مىگرفت . و سپس از آن نيز بازگشت و در ماه سه روز را روزه مىگرفت : پنجشنبه اول هر ماه ، چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه ؛ و مىفرمود : اين به منزله روزهء تمام عمر است . پدرم ( ع ) مىفرمود : هيچ فردى در نزد خداوند مبغوضتر از كسى نيست كه به او گفته شود : پيامبر خدا ( ص ) چنين و چنان مىكرده است و او بگويد : خداوند مرا عذاب نكند بر تلاشى كه در اداى نماز و روزه مىكنم ، زيرا مانند اين است كه او تصوّر مىكند پيامبر خدا ( ص ) چيزى از فضيلتها را به سبب عجز از آن ترك كرده است . » « 5 » در روايت حمّاد بن عثمان از ابى عبد اللّه ( ع ) آمده كه فرموده است : « پيامبر خدا ( ص ) روزه مىگرفت تا آن حدّ كه گفتند افطار نمىكرد ، و افطار مىكرد تا آن اندازه كه گفته شد روزه نمىگيرد . سپس همچون داود ( ع ) يك روز در ميان روزه مىگرفت ، پس از آن در هر ماه سه روز روزه مىداشت و مىفرمود : اين برابر روزه تمام عمر است و وسوسه را از سينه مىزدايد : « حمّاد گفت : از آن حضرت پرسيدم اين سه روز كدام است فرمود : « نخستين پنجشنبه هر ماه ، اوّلين چهارشنبه پس از دهم هر ماه و آخرين پنجشنبه هر ماه » . عرض كردم : چگونه اين روزها براى روزه گرفتن قرار داده شدهاند ؟ فرمود :
« زيرا هنگامى كه بر يكى از امّتهاى پيش از ما عذاب فرود مىآمد در يكى از اين روزها نازل مىشد ، و پيامبر خدا ( ص ) اين روزها را روزه مىگرفت ، چه اينها روزهاى هولناكى است . » « 6 » فضيل بن يسار از ابى عبد اللّه ( ع ) روايت كرده كه فرموده است : « هر گاه يكى از شما اين سه روز هر ماه را روزه بگيرد نبايد با كسى جدال كند ، و يا مرتكب ستم و نادانى شود ، و يا در سوگند به خدا شتاب ورزد ؛ و اگر كسى نسبت به او ستم و نادانى كند شكيبايى ورزد . » « 7 »
هامش
( 5 ) همان مأخذ ، ص 196 ، شماره 1 ؛ كافى ، ج 4 ، ص 90 شماره 3 .
( 6 ) الفقيه ، ص 196 ، شماره 3 ؛ كافى ، ج 4 ، ص 89 ، شماره 1 .
( 7 ) كافى ، ج 4 ، ص 88 ، شماره 4 ؛ الفقيه ، ص 170 ، شماره 5 .