دسته سوم عاملان زكات
( 1 ) مىگويم : مراد از عاملان ، كارگزاران صدقات است اعمّ از آنهايى كه زكات را جمعآورى يا ثبت يا نگهدارى و يا تقسيم مىكنند و امثال آنان هر چند غنىّ و بىنياز باشند ، و بر خلاف آنچه در كتاب مبسوط شيخ طوسى آمده آزاد بودن آنها شرط نيست .
دستهء چهارم المؤلّفة قلوبهم :
( 2 ) و اينها كافرانى هستند كه براى جهاد در راه خدا مورد استمالت و دلجويى قرار مىگيرند . گفته شده مراد منافقانند ، و گروهى جايز دانستهاند كه اينها دستهاى از مسلمانان باشند .
دسته پنجم رقاب يا بردگان :
( 3 ) در صورتى كه مال « 12 » و امكاناتى نداشته باشند تا در برابر قرارداد آزادى خود پرداخت كنند . همچنين شامل بردگانى است كه در شدّت و سختى به سر مىبرند و از محلّ زكات آزاد مىشوند ، امّا در صورت عدم وجود شدّت ، در آزاد كردن آنها از محلّ زكات به سبب تعارض نصوص دو قول است هر چند در صورت عدم وجود مستحقّ در جواز آن خلافى نيست .
دسته ششم غارمان :
( 4 ) غارمان وامدارانى هستند كه در غير راه معصيت قرضدار شده و يا از گناه توبه كردهاند و قادر به پرداخت وام خود نيستند ، و در اين خلافى نيست كه جايز است به اندازهاى كه زكات بر اينان واجب است بدون اجازهء آنها و يا پس از مرگشان از اموال آنان به طلبكاران پرداخت شود .
دسته هفتم : مواردى است كه زكات فى سبيل اللّه و در راه رضاى او صرف مىشود ،
( 5 ) مانند صرف آن در راه جهاد ، تعمير مسجد و پل و مدرسه ، كمك به زائران و امثال اينها ، چنان كه از تفسير امام عسكرى ( ع ) و غير آن استفاده مىشود و اكثر فقيهان بر اين اتّفاق دارند . در روايت صحيح از علىّ بن يقطين نقل شده كه گفته است : به ابى الحسن امام موسى بن جعفر ( ع ) عرض كردم مالى از زكات نزد من موجود است ، آيا
هامش
( 12 ) كتابت اصطلاح فقهى و منطقى است و عبارت از عقدى است كه ميان مولى و مملوك او منعقد مىشود بر اساس اين كه مملوك مال معيّن و معلومى را به مولى بدهد تا در برابر آن آزاد شود ( فرهنگ معارف اسلامى ) - م .