تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
هر گاه مقاصد سه گانه‌اى را كه در فهم وجوب زكات ذكر كرديم بداند ، حتى اگر يكى از آنها را بداند ، هرگز خود را جز بر نفس خويش احسانكار نمىبيند ، زيرا او مال خود را بذل مىكند يا براى اظهار محبّت خداوند ، و يا براى تطهير نفس خويش از صفت نكوهيدهء بخل و يا شكرگزارى بر نعمت مال تا فزونتر گردد و در هر صورت داد و ستدى ميان او و فقير برقرار نشده است تا خود را نسبت به او احسانكار بداند . هر گاه به سبب نادانى تصوّر كند كه بر او احسان كرده است آنچه در معناى منّت بيان شد بر ظاهر او نمودار مىشود و آن بازگو كردن اعطاى صدقه و اظهار آن و خواستن پاداش از فقير از طريق شكر و دعا و خدمت و تعظيم و قيام به حقوق او و مقدّم داشتن او در مجالس و پيروى او در كارهاست ؛ و اينها همه ثمرات منّت است ، و معناى منّت در باطن همان است كه ذكر كرديم . امّا ايذاء ظاهر آن عبارت است از توبيخ ، نكوهش ، پرخاش ، ترشرويى ، پرده‌درى و انواع اهانت و تحقير ؛ و باطن آن كه منشاء اين افعال مىباشد دو امر است : يكى ناخشنودى انسان از صرف نظر كردن از مال و گران بودن اين امر بر نفس وى كه لا محاله خلق او را تنگ مىسازد ، دوّم اين كه او خود را بهتر از فقير مىبيند ، و وى را به سبب نيازى كه دارد پست‌تر از خود مىشمارد ، و منشاء اين دو پندار نادانى است . امّا ناخشنودى او از تسليم مال حماقت است ، زيرا هر كس از بذل يك درهم در برابر هزار درهم ناراضى باشد بسيار احمق است . روشن است كه انسان مال را براى جلب رضاى خداوند و كسب ثوابهاى اخروى مىدهد ، و اين عمل شريفتر و ارزشمندتر از آن است كه مال خويش را در راه پاكيزه كردن نفس خود از صفت نكوهيده بخل صرف كرده و مىكند و يا به اميد مزيد نعمت در طريق شكرگزارى به مصرف برساند ، و به هر تقدير ناخشنودى و كراهت از اين كه با دادن زكات ، مال از دست او خارج مىشود موردى ندارد . دوّم اين كه خود را برتر از فقير بداند نيز ناشى از نادانى است ، زيرا او اگر برترى فقير را بر غنى و خطراتى را كه متوجّه توانگران است مىدانست هرگز فقير را حقير نمىشمرد بلكه به او تبرّك مىجست و مرتبه او را آرزو مىكرد چه توانگران صالح
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى ) — صفحة 122 | الفيض الكاشاني