چون اين معنا در بارهء مال دانسته شد بدان كه مردمان سه دستهاند : دستهاى توحيد را تصديق و به عهد خود وفا كردهاند و از همهء اموال خود دست كشيده درهم و دينارى نيندوختند ، و از اين كه در معرض وجوب زكات قرار گيرند امتناع كردند تا آن جا كه به يكى از آنان گفته شد : در دويست درهم چه مقدار از زكات واجب مىشود ؟ پاسخ داد :
بر عوام به حكم شرع پنج درهم و امّا بر ما بذل همهء آن واجب است .
مىگويم : بهتر از اين سخن گفتار مولاى ما امام صادق ( ع ) است در آن هنگام كه مردى از آن حضرت پرسيد در چقدر از مال زكات واجب مىشود ؟ آن حضرت فرمود :
« مقصود تو زكات ظاهرى است يا باطنى » ، عرض كرد : مقصودم همهء آنهاست . فرمود :
« زكات ظاهرى در هر هزارى بيست و پنج است ، امّا زكات باطنى اين است كه : چيزى را كه برادرت بدان محتاجتر است به خود اختصاص ندهى . » « 11 » در كافى « 12 » از عبد الملك بن عمرو احول روايت شده كه گفته است : ابى عبد اللّه ( ع ) آيهء :
الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً
« 13 » را تلاوت كرد سپس مشتى سنگريزه برداشت و مشت خود را بست و فرمود : « اين همان اقتار ( سختگيرى در هزينه ) است كه خداوند آن را در كتابش ذكر كرده است » ، پس از آن ، مشت ديگرى سنگريزه برداشت و مشت خود را باز نگه داشت و فرمود : « اين اسراف است » و سپس مشت ديگرى سنگريزه برداشت و قسمتى از مشت را باز و قسمتى از آن را بسته نگه داشت و فرمود :
« اين قوام است . » غزّالى مىگويد :
دسته دوّم - درجهء آنها پايينتر از دسته نخست است . اينان اموالشان را نگه مىدارند و مترصّد اوقات حاجت و موارد اعمال خير مىباشند . مقصود آنها از
هامش
( 11 ) كافى ، ج 3 ، ص 500 .
( 12 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 54 ، شماره 1 .
( 13 ) فرقان / 67 : آنها كسانى هستند كه هر گاه انفاق كنند نه اسراف مىكنند و نه سختگيرى بلكه در ميان اين دو حدّ اعتدالى دارند .