پنج درهم زكات ندهد و اين كمترين چيزى است كه خداوند در اموال مسلمانان به نام زكات واجب كرده است ؛ بنابر اين به كسى كمتر از پنج درهم ندهيد بلكه بيشتر از آن بدهيد » « 4 » ؛ و در اين معنا روايت ديگرى نيز در دست است . در فطريّه نيز روايت است :
« به كسى كمتر از فطريّه يك نفر ندهيد » « 5 » ؛ و اين را مستحبّ شمردهاند ، مگر آن كه عدّهاى گردهم آمده باشند و فطريّه به همهء آنها كفايت نكند كه در اين صورت توزيع فطريّه را ميان آنها از باب تعميم نفع و جلوگيرى از اذيّت مؤمن سزاوارتر دانستهاند . در بعضى روايات صحيح يك درهم و سه درهم اجازه داده شده و اجماع اين است كه براى زيادتر حدّى نيست . در خبر صحيح آمده است : « از زكات آن قدر به او بده تا بىنيازش كنى . » « 6 » در حديث موثّق است : « هر گاه به او عطا مىكنى پس او را بىنياز كن . » « 7 » از نظر ما ( شيعه ) واجب نيست مالى را كه به عنوان زكات مىدهد آن را بر اصناف هشتگانه مستحقّان آن تقسيم كند بلكه بر اساس اجماع ما و روايات صحيح مستفيض هر گاه زكات دهنده مال زكات را به يك نفر از اصناف مستحقّان تخصيص دهد جايز است و با آيهء شريفهء قرآن منافات ندارد « 8 » ، زيرا لام در آيه براى اختصاص است نه ملكيّت و شركت ، و در خمس دو قول است و احوط توزيع مال خمس است ميان مستحقّان طبق نصىّ كه در اين مورد وجود دارد . شيخ مفيد رعايت تفاوت فقرا را از حيث فقه و ديانت آنان واجب شمرده و اخبار نيز مؤيّد نظر اوست ، در خبر صحيح آمده است : « كسى را كه سئوال نمىكند بر كسى كه سئوال مىكند ترجيح
هامش
( 4 ) كافى ، ج 3 ، ص 548 ؛ المقنعة ، ص 40 ؛ المحاسن ، ص 319 ؛ تهذيب ، ج 1 ، ص 366 .
( 5 ) تهذيب ، ج 1 ، ص 373 محقّق در معتبر ص 291 گفته است : روايت مرسل است و در آن حدّ نيست كه حجّت باشد و سزاوارتر آن است كه براى رهايى از اختلاف اصحاب ، حمل بر استحباب شود ؛ و روايت اسحاق بن مبارك ( تهذيب ج 1 ص 373 ) دلالت بر جايز بودن شركت دارد ، گفته است : از ابا ابراهيم موسى بن جعفر ( ع ) از زكات فطر پرسيدم كه آيا آن را به پول نقره تبديل كنم و به يك نفر يا دو نفر بدهم ؟
فرمود : « توزيع آن نزد من محبوبتر است » ، آن حضرت استحباب توزيع آن را بدون تفصيل بيان فرموده است .
( 6 ) كافى ، ج 3 ، ص 548 شماره 4 با اختلاف كمى در الفاظ
( 7 ) كافى ، ج 3 ، ص 548 ، شماره 3 و 4 .
( 8 ) توبه / 60 : زكات مخصوص فقرا ، مساكين ، مأموران جمعآورى آن ، كسانى كه براى جلب محبّتشان اقدام مىشود ، بردگان ، بدهكاران ، در راه تقويت آيين الهى و واماندگان در راه است اين يك فريضه ( مهم ) الهى است و خداوند دانا و حكيم است .