تو از خاك آفريده شدهاى و به آن باز گردانيده مىشوى . در اين حال ياد عظمت حقّ تعالى در دل تازه كن و بگو : سبحان ربى الاعلى و با تكرار اين ذكر بر آن تأكيد كن ، چه يك بار گفتن اثرش ضعيف است . در آن هنگام كه دلت نرم و درونت پاك شد بايد اميدت به رحمت پروردگار قوّت گيرد ، زيرا رحمت او ضعف و ذلّت را شامل مىشود نه تكبّر و سرمستى را . سپس در حالى كه تكبير بگويى و حاجت خود را بخواهى و از گناهانت آمرزش بطلبى سر از سجده بردار ، پس از آن با تكرار سجده اظهار فروتنى كن و به همان گونه كه ذكر شد به سجدهء دوّم باز گرد .
مىگويم : در الفقيه « 42 » از امير مؤمنان روايت شده كه از آن حضرت پرسيدند معناى سجدهء اوّل چيست ؟ فرمود : « تأويلش اين است كه بار خدايا تو ما را از آن آفريدى » يعنى از زمين ، و تأويل سربرداشتن اين است كه : « تو ما را از آن بيرون مىآورى » و سجده دوّم به معناى اين است كه « ما را به آن باز مىگردانى » و سربرداشتن دوّم بدين معناست كه « بار ديگر ما را از آن بيرون مىآورى . » در مصباح الشّريعة « 43 » از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « به خدا سوگند كسى كه حقيقة سجده كند هر چند در عمر خود يك بار باشد زيان نكرده است ، و كسى كه در چنين حالى با پروردگارش خلوت ، و مانند كسى كه خود را مىفريبد رفتار كند ، و از آنچه خداوند براى سجده كنندگان از مؤانست با خود در اين دنيا ، و آسايش در آخرت آماده كرده است غافل و بىخبر باشد رستگار نمىشود . كسى كه در سجود تقرّبش را به خدا نيكو كند هرگز از او دور نخواهد شد ، و آن كه نسبت به خدا سوء ادب روا دارد ، و در حال سجودش حرمت خداوند را ضايع كرده دل به غير او داشته باشد ، هرگز به خداوند تقرّب نخواهد يافت . بنابراين خداوند را متواضعانه سجده كن همچون ذليلى كه بداند او از خاكى كه در زير پا لگدكوب گشته آفريده شده ، و از نطفهاى كه هر كسى
هامش
( 42 ) همان مأخذ ، ص 86 ، به شمارهء 32 .
( 43 ) باب شانزدهم .