واجب الهى را نسبت به آنچه امر و يا نهى كرده به جا مىآورى و سنّتها و آداب را رعايت مىكنى و پايگاه بلند او را در نزد خداوند مىدانى ، با اين حال مبادا از بركات شناخت حرمت او غافل باشى ، و در نتيجه از ثواب صلوات تو بر او ، و استغفار او براى تو و از شفاعت آن حضرت محروم شوى . « 46 »
فصل
( 1 ) يكى از دانشمندان ما گفته است : چون از تشهّد فراغت يافتى خويشتن را در پيشگاه خاتم پيامبران و فرشتگان مقرّب حاضر كن و بگو : السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته تا آخرين سلام مستحبّ ؛ سپس پيامبر ( ص ) و ديگر پيامبران و امامان ( ع ) و فرشتگان مقرّب نگهبانى كه اعمال تو را مىشمارند و ثبت مىكنند به خاطر بياور و بگو : السلام عليكم و رحمة الله و بركاته . مبادا در اداى اين سلام زبانت را به صيغهء مخاطب بگشايى بىآن كه مخاطب تو در ذهنت حضور داشته باشد كه در اين صورت در زمرهء بيهودهكاران و ملعبهگران خواهى بود ، و چگونه ممكن است خطاب كسى كه مخاطب را قصد نكرده است شنيده شود مگر آن كه فضل الهى و رحمت عام و رأفت كامل او شامل حال شود و اين سلام از آنچه واجب است مجزى به حساب آيد ، هر چند از درجات قبول دور ، و از رسيدن به اوج قرب فروتر است . و چنانچه امام جماعتى باشى در سلام خود علاوه بر آنهايى كه در نيّت گرفتهاى و ذكر شد جماعت خود را نيز قصد كن ، و آنها نيز بايد پاسخ سلام تو را در نيّت بگيرند ، و سپس با سلام دوّم همان را كه تو قصد كردهاى نيّت كنند ، و هرگاه آنچه را ذكر شده به جا آوريد وظيفهء سلام را انجام داده و استحقاق مزيد اكرام را از سوى حق تعالى به دست آوردهايد . واژهء سلام در اصل ميان تحيّت خاصّ و اسم مقدّس بارى تعالى مشترك است . روشن است كه در اين جا مراد معناى نخست است ، و بنابر معناى دوّم به اذن خداوند متعال از باب تفأل به سلامت و امان از عذاب روز قيامت براى كسى كه حدود
هامش
( 46 ) مصباح الشريعة ، باب هفدهم .